الرئيسيةدروازهاليوميةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 حرفهای یک دل

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:26

بيا در كوچه باغ شهر احساس
شكست لاله را جدي بگيريم
اگر نيلوفري ديديم زخمي
براي قلب پر دردش بميريم
اگر صد بار قلبي را شكستيم
بيا يك بار با احساس باشيم
بيا به احترام قصه عشق
به قدر شبنمي مجنون بمانيم
بيا يك شب به اين انديشه باشيم
چرا اين آبي زيبا كبود است
شبي كه بينوا مي سوخت از تب
كنار او افق شايد نبوده ست
بيا يك شب براي قلبهامان
ز نور عاطفه قابي بسازيم
براي آسمان اين دل پاك
بيا يك بار مهتابي بسازيم
بيا از قلبمان روزي بپرسيم
كه تا حالا در اين دنيا چه كرديم

بيا يك شب به اين انديشه باشيم
به فكر درد دلهاي شكسته
به فكر سيل بي پايان اشكي
كه روي چشم يك كودك نشسته
به فكر اينكه بايد تا سحرگاه
براي پيوند يك شب دعا كند
ز ژرفاي نگاه يك گل سرخ
زماني مرغ آمين را صدا كرد
اگر دل را طلب كردند از تو
مبادا كه بگويي ما نداريم
بيا در لحظه هاي بي قراري
به ياد غصه مجنون بخوابيم
بيا دلهاي عاشق را بگرديم
كه شايد ردي از قلبش بيا بيم
بيا در ساحل نمناك بودن
براي لحظه اي يكرنگ باشيم
اگر چه قصه دل ها درازست
بيا به آرزو عادت نماييم
بيا با آسمان پيمان ببنديم
كه تا او هست ما هم با وفاييم
بيا در لحظه سرخ نيايش
چو روح اشك پاك و ساده باشيم
بيا هر وقت باران باز باريد
براي گل شدن آماده باشيم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:30

بيا در كوچه هاي تنگ غربت
براي هر غريبي سايه باشيم
بيا هر شب كنار نور يك شمع
به فكر پيچك همسايه باشيم
بيا ما نيز مثل روح باران
به روي يك رز تنها بباريم
بيا در باغ بي روح دلي سرد
كمي رويا ي نيلوفر بكاريم
بيا در يك شب آرام و مهتاب
كمي هم صحبت يك ياس باشيم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:31



حالا دیگر با یک گمان ساده به استقبال دیدار تو میروم
حالا همه چیز بستگی دارد به عبور یک غریبه
و نهایت این عبور از سر یک احترام علیکی برای سلامم
رفتنت بی بهانه بود قبول کن٬
...... قبول کن شاید حرفی٬ سخنی٬ جای خالی این کینه را پر میکرد
اینبار تو سادگی کردی ....تو !
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:32

آری،ما غنچه یک خوابیم.

-غنچه ی خواب؟آیا می شکفیم؟

-یک روزی،بی جنبش برگ.
-اینجا؟
-نی،در دره ی مرگ.
-تاریکی،تنهایی.
-نی،خلوت زیبایی.
-به تماشا چی کسی می آید،چه کسی مارا می بوید؟!
-...
-و به بادی پر پر...؟
-...
-و فرودی دیگر؟
سهراب
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:32

بيا تا گل برافشانيم و می در ساغر اندازيم
فلک را سقف بشکافيم و طرحی نو دراندازيم
اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزد
من و ساقی به هم تازيم و بنيادش براندازيم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ريزيم
نسيم عطرگردان را شکر در مجمر اندازيم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:32

خواهرای کوچولو
بازم دلم گرفته ، می خوام بگم یه قصه
قصه یک زندگی ، پر از تلخی و غصه
خوبه از اول بگم ، از شروعش تو کوچه
دخترکی تو برفا ، می فروشه کلوچه
یه بچه کوچولو ، دستاشو "ها" می کنه
برای گل فروختن ، خدا خدا می کنه
عابر بی اعتنا ، می گذره از کنارش
تو اون لباس گرمش ، کار نداره به کارش
پشت چراغ قرمز ، یه دست دل شکسته ، می زنه به شیشه ها
آروم می پرسه ، لرزون ، گل می خرید آدما ؟
آخه دو چشم تنها ، همیشه چشم به راشه
یه خواهر کوچولو ، منتظر داداشه
داداش که مرد خونه است ، می فروشه گل تو سرما
ندیده غصه هاشو ، اونکه نشست تو گرما
کسی ندید تو قلبش ، چه آرزوها داره
می خواد برای آبجیش ، یه لقمه نون بیاره
آی آدما ببینید ، این داداشا یه مردن
با عزت و شرافت ، دنبال نون می گردن
حرفای من تموم شد ، قصه شونو شنیدید ؟
از اون بالا بالاها ، غصه هاشون رو دیدید ؟
خوبه یه کاری کنیم ، دست خالی نباشن
خواهرای کوچولو منتظر داداشن .

__________________
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:33

خدایا !
بر تمام قلب و احساسم توانی ده
به صبر آنچه از ابعاد یک بودن نصیب شانه های خالی ایمان من گشته
و چون کوه است و سنگین است و سنگین است و
شاید این ، ...
سرانجام صدای مبهم یک بی کسی باشد !
و یا شاید شروع لحظه های ممتد دلواپسی باشد
نمی دانم ، نمی دانم ،
نمی دانم کدامین نبض بی پایان
چنین آشفته وارانه ؛
تلاقی می دهد روح من و سرمای بودن را
و می ریزد به رگهای وجودم
سبز ماندن را و شاید باز مردن را !
خدایا !
من نمی خواهم بمانم بیش از این در محفل بی روح این دنیا
میان جمع آدمها
در این تاریکی موهوم و وحشت زا
میان عشقهای پوک بی معنای نفرت زا
که می رویند هر لحظه ، میان انعکاس آدم و رویا
و در بحبوحه تکرار آدمها ، سیاهی ها و رفتن ها
خدایا !
من سراسر شور آغازم
پناهم ده ، پناهم ده ،
که من سرشار پروازم .
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:41

شعله
آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و، آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و روئی گشود و، شد نهان
نام خود، ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد، من شعله ای
در وجود خود، نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و، جانم بسوخت
آتشین تر، این بیانم کرد و رفت
آمدو آیینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمه ی آب روانم کرد و رفت
آمدو تیری زد و، شد ناپدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت
آمد و چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:42

من شكستم اري
تو شكستم دادي باده رنگ و ريا را
تو به دستم دادي
من غريبم اري تو غريبم كردي
بي خبر از ايينه ها
پر فريبم كردي
تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندي
تو مرا سوزاندي
تو مرا بر در و ديوار بدي كوباندي
من شكستم اري تو شكستم دادي
تو مرا از بودن
تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها
ترساندي...
تو مرا از فردا...
تو مرا از دريا...
تو مرا ترساندي
من اسيرم اري
تو اسيرم كردي...
بي خبر از باران..
تو كويرم كردي
از شراب دوري
تو چه سيرم كردي
من شكستم اري ..
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:42

باور نداشتم كه گل ارزوي من
با دست نازنين تو بر خاك اوفتد
با اينهمه هنوز به جان مي پرستمت
بالله اگر كه عشق چنين پاك اوفتد
مي بينمت هنوز به ديدار واپسين
گريان در امدي كه يلدا خدا نخواست
غافل كه من بجز تو خدايي نداشتم
اما دريغ و درد نگفتي چرا نخواست


بيچاره دل خطاي تو در چشم او نكوست
گويد به من : هر انچه او كرد خوب كرد
فرداي ما نيامد و خورشيد ارزو
تنها سپيده اي زد و انگه....غروب كرد


بر گور عشق خويش شباهنگ ماتمم
داني چرا نواي عزا سر نمي كنم؟
تو صحبت محبت من باورت نبود
من ترك دوستي ز تو باور نمي كنم
پاداش ان صفاي خدايي كه در تو بود
اين واپسين ترانه ترا يادگار باد
ماند به سينه ام غم تو يادگار
هرگز غمت مباد و خدا با تو يار باد

ديگر زپا افتاده ام اي ساقي اجل
لب تشنه ام بريز به كامم شراب را
اي اخرين پناه من اغوش باز كن
تا ننگرم پس از رخ او افتاب را
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:42

اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه

درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه

اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه

گرداي روي آينه فقط غم زندگيه



اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه

اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه



اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه

جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه

اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه

بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه



اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه

اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه

جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه



اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه

رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه

اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه

خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:44

وقتي ياد خاطراتتون مي افتيد چه شعري زمزمه مي كنيد
توبه می کنم

ديگر کسی را دوست نداشته باشم

حتی به قيمت سنگ شدن

توبه می کنم ديگر برای کسی اشک نريزم

حتی اگر فصل چشمانم برای هميشه زمستان شود

چشمانم را می بندم ...

توبه می کنم ديگر دلم برايت تنگ نشود

حتی چند لحظه (!) قول می دهم

نامت را بر زبان نمی آورم

لبهايم را می دوزم

توبه می کنم ديگر عاشق نشوم

قلبم را دور می اندازم

برای هميشه

و به کوير تنهايی سلام ميکنم ...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:45

اولين نگاه رومن کردم

اولين لبخندروتوزدي


اولين سلاموتوکردي

اولين دوست دارم روتوگفتي

اولين دروغ روتوگفتي

اولين خيانت و توکردي

لحظه ي جدايي اولين قدم روتوبرداشتي
همه ي ايناگذشت ورفت

ولي به خداگناه من فقط همون اولين نگاه بود
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: حرفهای یک دل   1/12/2008, 22:46

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سرداشتن

در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن
شام گه چون ماه رویا آفرین
ناز بر افلاک و اختر داشتن
چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن
حشمت و جاه سلیمان یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن
بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
 
حرفهای یک دل
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن فرزندان ایران بزرگ :: چامه-
پرش به: