الرئيسيةدروازهاليوميةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 شعرهای خودمو اینجا میگم

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: شعرهای خودمو اینجا میگم   1/12/2008, 22:35

ماه را امشب بگو در آسمان پنهان شود
یار من آید که او رسوای بی سامان شود
جلوه یار مرا هر کس که دید دیوانه شد
سنگ خارا زیر پایش در جاویدان شود
درجهان هرگز ندیدم همچو او زیبا رخی
آنکه تیغ ابرویش جلاد مشتاقان شود
ازسبوی چشم او جانها به مستی می روند
وز کلامش مرد فاضل ساقی مستان شود
عاقلان را درک عشقش بر نیاید بی نظر
چون که بیند عاقلی از جمع مجنونان شود
کور ماند هرکه چشم او نبیند یار من
چون که بیند همچو من مولای درویشان شود
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: شعرهای خودمو اینجا میگم   1/12/2008, 22:36

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: شعرهای خودمو اینجا میگم   1/12/2008, 22:36

طره گیسوی تو بند به جان من است
داغ تو بر این دلم راز نهان من است
هجر تو را کی توان مرحم دردی گذاشت
کین تن رنجور من همچو زبان من است
از تو ندارم گله کین همه از دل بود
ورنه تن بینوا پای روان من است
نام و نشانم دگر رفته ز یاد همه
زردی رخساره ام همچو نشان من است
خون شده این دل دگر از غم هجران تو
غصه شب تا سحر سفره نان من است
گر چه نباشی ولی یاد تو در دل بود
عشق تو ای نازنین هست جهان من است
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: شعرهای خودمو اینجا میگم   1/12/2008, 22:37

از شعر به ترانه نمیایی برویم ؟
از اینجا بی بهانه نمیایی برویم؟
چون در شب صبوری باید
پی صبح ساحرانه نمیایی برویم؟
در غریبستان تا چند نشینیم
سوی آشیانه نمیایی برویم؟
از محیط تار وکوچک دنیا
تاجهان عاشقانه نمیایی برویم؟
من وتو زاده همیم وبا هم
تا عمق زمانه نمیایی برویم؟
از کوته فکر مردم دلم گرفت
تامردم جاودانه نمیایی برویم؟
تا چند دام پذیری بهر دانه
تا راه بی دانه نمیایی برویم؟
آزادی از یاد پدر رفت بسکه
از نشستن تا نشانه نمیایی برویم...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
 
شعرهای خودمو اینجا میگم
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن فرزندان ایران بزرگ :: چامه-
پرش به: