الرئيسيةدروازهاليوميةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 چوگان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: چوگان   5/12/2008, 13:37

چوگان
چوگان كه ورزشی مفرح و سودمند است یكی دیگر از فنون سواركاری می‌باشد. مبتكر چوگان‌بازی، ایرانیان هستند، اما اطلاعی از تاریخ دقیق شروع آن وجود ندارد.
در شاهنامه فردوسی در چندین جا وصف چوگان به طور مفصل آمده است، كه از جمله، بازی بین ایرانیان به فرماندهی ایرانیان به فرماندهی سیاوش و تورانیان به فرماندهی افراسیاب می‌باشد.
گزنفون بازی گوی و چوگان را اینطور شرح می‌دهد:
«در دو انتهای میدان وسیعی، دو دروازه از میله‌ های سنگی درست می‌ كرده و دو دسته 15 تا 20 نفری مشغول بازی می‌شدند و هر دسته كه گوی را با چوگان از دروازه دسته دیگر خارج می‌ساخت برنده به شمار می‌آمد. این بازی از لحاظ نشانه‌گیری و نشانه‌زنی و فائق آمدن بر حریف و پایداری و تلاش و دفاع از حدود دروازه خود از لحاظ چابك‌سواری و خم و راست شدن در حین تاخت و هنگام بازی دارای نتایج روحی، تربیتی و فواید جسمی و ورزشی فراوان بوده است.»
نقل می‌كنند كه داریوش سوم، گوی و چوگان را برای اسكندر مقدونی فرستاد، با این مقصود كه او باید به جای مداخله در سیاست، به بازی گوی و چوگان بپردازد. اسكندر منظور شاه هخامنشی را فهمید و پاسخ داد كه برای من زمین، گوی به شمار می‌رود و خودم چوگان هستم...
اردوان پادشاه اشكانی، اردشیر بابك ساسانی را هنگامی كه جوان بود، به دربار خود دعوت كرد. آنها یك روز به شكار، و روز بعد به میدان چوگان رفتند.
بانوان درباری و دختران شاهان ساسانی و بزرگان نیز به چوگان می‌پرداختند. به طوری كه خسرو پرویز و زن محبوبش، شیرین، در ساعات تفریح و فراغت چوگان بازی می‌كردند. می‌گویند جوانی مدعی شد كه فرزند اردشیر بابكان است. اردشیر بهترین دلیل اثبات این ادعا را در آن دید كه جوان را در بازی چوگان آزمایش كند. بازی چوگان ترتیب داده شد و جوان چنان مهارتی به خرج داد كه اردشیر خواهی نخواهی او را به فرزندی پذیرفت. او بعدها ولیعهد اردشیر شد و پس از اردشیر به پادشاهی رسید. او به نام شاهپور بزرگ در تاریخ معروف است.
عمر خیام شاعر عهد سلجوقی نیز به بازی چوگان اشاره می‌كند.
هارون‌الرشید كه در قرن هشتم میلادی می‌زیسته است به چوگان علاقه زیادی داشت و به این ورزش می‌پرداخت اما به خاطر قد كوتاهش كمتر موفق می‌شد خود را به گوی برساند.
می‌گویند عبدالملك سامانی موقع بازی چوگان از اسب افتاد و جان باخت.
شاه عباس صفوی نیز به چوگان علاقه خاصی داشت و مردم را به این بازی تشویق می‌كرد. در زمان او اهالی مازندران و گرگان در چوگان مهارت خاصی داشتند. و در میدان نقش جهان اصفهان همیشه بازی چوگان ترتیب داده می‌شد.
به فرمان شاه عباس در شهر، میدانها و محلهای مناسبی برای چوگان و دیگر ورزشها احداث شد.
«شاردن» جهانگرد معروف نوشته است:
«عالی‌قاپو یا عالی‌قاپی، نمونه خاص معماری عصر صفوی است و از همین عمارت بود كه شاه صفوی مسابقه‌های چوگان بازی، اسب‌سواری و جنگ حیوانات وحشی را در حضور هزاران رعیت خود تماشا می‌كرد.»
قاورینه راجع به عالی‌قاپو این‌گونه می‌نویسد:
«رسم بر این بود كه تمام حضار، عالی‌قاپو (عالی‌قاپی) را سلام و تعظیم كنند و آن به خاطر سنگ مرمر سفیدی است كه به شكل پشت الاغ، به جای پله مورد استفاده است. می‌گویند در قدیم از عربستان موطن حضرت علی(ع) آورده‌اند. هر وقت كه شهریار جدیدی تاجگذاری می‌كند باید از بالای این سنگ گام بردارد و اگر بر سبیل سهل‌انگاری پای او به سنگ اصابت كند، چهار نگهبان كه در آنجا آماده‌اند، پادشاه را بر می‌گردانند كه آن كار را تكرار كند.»
ته ونوت در مورد عالی‌قاپو می‌نویسد:
«پادشاه در نوروز، سفرا را حضور می‌دهد و از آنجا بازی چوگان و مسابقه اسب‌سواری و جنگ حیوانات وحشی و سرگرمی‌های عامه را كه در پایین برگزار می‌شود تماشا می‌كند.»
نمونه دروازه‌های چوگان در نقاط دیگری از ایران دیده شد كه از جمله دو تیر سنگی یكپارچه در شیراز بوده است، كه هنوز در خیابان زند پابرجا و استوار است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: چوگان   5/12/2008, 13:38

تاریخچه دویدن در ایران
بشر از قدیم‌الایام، هنگامیكه در غارها و جنگلها زندگی می‌كرد، برای بدست آوردن غذا و فرار از خطر، مجبور به راه رفتن و دویدن بوده است. از انسانهای اولیه، آنهایی موفق‌تر بودند كه سریعتر حركت می‌كردند و در مصاف با حیوانات بهتر عمل نموده و در صورت لزوم موفق به فرار می‌شدند. در تمام اعصار، بشر سرعت را دوست داشته است. در روزگاری كه بجز پاها، وسیله دیگری برای حركت نداشت، یگانه عامل برتری انسانها، سرعتشان بود.
براساس نوشته‌های مورخین یونانی، در ایران مسابقات دو و پنجگانه انجام می‌شد. دوندگان در حضور شاه دویده و جوایز خود را از شاه دریافت می‌كردند.
استرابون مورخ نامی یونان می‌نویسد:
«... شاه ایران به برندگان دو و فاتحین مسابقات پنجگانه جایزه می‌دهد...»
او در جای دیگر می‌نویسد:
«... جوانان ایرانی باید قبل از طلوع آفتاب برخیزند، صدای بوقی از مفرغ آنها را بیدار می‌كند، بعد آنها در جایی جمع می‌شوند و آنها را به دسته‌های پنجاه نفری تقسیم كرده، هریك را به یك پسر پادشاه یا پسر یك والی می‌سپارند، این شخص كه رییس دسته است، دسته خود را 30 تا 40 استاد می‌دواند.» (هر استاد در حدود 193 متر بود.)
پادشاهان و ساتراپها برای اینكه پیامها را ردوبدل كنند، پیك و قاصدانی در دربار و تشكیلات دولتی حاضر و آماده داشتند، و هنگامیكه به طور مخفیانه و دور از چشم این و آن نیاز به ارسال پیامهای محرمانه داشتند از آنها استفاده می‌كردند.
پیك‌ها و قاصدان تحت تعلیمات بخصوصی بودند. آنها طوری تربیت می‌شدند كه در صورت لزوم می‌توانستند روزها و شبها با گرسنگی و تشنگی مقابله كنند. تمرینات مداوم راهپیمایی و دویدن، آنها را ورزیده می‌كرد. آنها به طور تحسین‌آمیزی در مقابل خستگی، استقامت و تحمل می‌نمودند.
در دوران ساسانیان با آنكه از چهارپایان برای سواری و حمل بار استفاده می‌كردند، اكثر مردم فاصله بین شهرها و دهات را پیاده می‌پیمودند. در این دوره قاصدان و دوندگانی چابك به اطراف و اكناف كشور فرستاده می‌شدند. آنها دو وظیفه داشتند: رساندن اخبار و دستورات، و گزارش اطلاعات در بازگشت به مركز.
در قرون بعد برای ارسال اخبار از دوندگانی استفاده می‌كردند كه شاطر نام داشتند. وظیفه شاطران برقراری ارتباط بین نقاط مختلف ایران بود. با توجه به پهناور بودن ایران، حرفه شاطری اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت. اهمیت دیگر شاطران به این مسئله مربوط بود كه فرستادن قاصدی پیاده و تیزپا به ماموریت، نسبت به سواری كه از هر راهی نمی‌توانست برود و به آسانی از عهده اختفای خود بر نمی‌آمد، خطر كمتری داشت.
آداب و آیین شاطری، بعد از اسلام بر همان نسق عیاران بوده است. تقوی، طهارت، صداقت، امانت و جوانمردی شعار آنان بود. به طور كلی عیاری حرفه‌ای غیر از شاطری نبود. این دو در عمل دارای خصوصیات و شیوه‌های مشتركی با هم بودند. ناگفته نماند شاطران و عیاران هنگام جنگ برای كشف وضعیت و كسب اخبار به پشت اردوی دشمن می‌رفتند.
شاطران و عیاران بیشتر از هر دوره، در زمان تسلط اعراب بر ایرانیان متحد و هم مسلك بوده‌اند. در داستانهای عامیانه و نوشته‌های تاریخی قبل از عهد صفویه از شاطران كمتر یاد شده است. زیرا در مواقع عادی كه مملكت در ثبات سیاسی و اجتماعی بوده، شاطران در سازمانهای منظم و تشكیلات دولتی خدمت می‌كردند و اوضاعی وجود نداشته كه از خود قدرتی نشان بدهند، ولی در مواقع تسلط بیگانگان آنها به جرگه عیاران در می‌آمدند.
در ادوار مختلف تاریخ، رواج و كثرت حرفه‌های شاطری و عیاری نسبت معكوس با هم داشتند. هرگاه شاطرپیشگی رواج می‌یافته عیاری از اعتبار می‌افتاد و برعكس، هرگاه عیاری رونق پیدا می‌كرد، شاطری نقش كمرنگ‌تری داشت.
از زمان صفویه به بعد تربیت شاطر اهمیت فراوانی داشت. داوطلبان باید شرایط خاصی داشتند و در یك دوره نسبتاً طولانی، طی تحمل ریاضت، دوندگی و تحمل گرسنگی و تشنگی را می‌آموختند. پس از طی دوره آموزش، اگر در آزمایش نهایی به رتبه خاصی دست پیدا می‌كردند به مقام شاطری نایل می‌شدند. این آزمایش جنبه مقدماتی داشت و شاگردان می‌ بایست مسافت 10 كیلومتری را بروند و برگردند.
یك مسابقه دو نامحدود هم معمول بود. هنگام این مسابقه شاطران با گیوه‌های سبك و مچ‌پیچ تا زیر زانو و قبای بلند و كلاهی بوقی‌شكل و كمربندی سخت آماده آزمایش می‌شدند. آنها كوله‌باری از نان و مشكی از آب همراه داشتند. و در طول جاده‌ای معین تا زمانی كه توانایی در بدن داشتند می‌دویدند. آنها تیر (تكه چوب كوتاه) سفیدی در دست داشتند كه پس از طی دور اول به شخص معینی می‌دادند و از او تیر سیاه دریافت می‌كردند و در برگشت به مبدا این تیرا را تحویل داده تیر سفید دیگری دریافت می‌كردند. در طول مسابقه، چنانچه دوندگان گرسنه یا تشنه می‌شدند می‌بایست بدون توقف از كوله‌بار یا مشكشان استفاده می‌كردند. در این مسابقه دو نوع امتیاز وجود داشت یكی برای مدت زمانیكه در این مسابقه دویده بودند و دیگری برای تعداد دفعاتی كه می‌رفتند و بر می‌گشتند.
وقتی شاطران در این حرفه به كمال و مرتبه خاصی نایل می‌آمدند، «زنگ حیدری» به بازو، كمر و دامن خود می‌بستند كه نشانه چابكی و قدرت عمل آنها بود.
بعد از عهد صفویه، حرفه شاطری رونق و عمومیت بیشتری یافت. شاهان قاجار و درباریان هنگام عبور از راهها و معابر برای نشان دادن حشمت و جلال خود گروه زیادی از شاطران چابك را به صف التزام ركاب سلطنتی حركت می‌دادند.
چنانچه سفیر یا مهمان عالیقدری وارد پایتخت می‌شد، در تشریفات استقبال، صفهای شاطران همه جا پا به پای اسب مهمان می‌دویدند و او را با احترام به مركز پذیرایی وارد می‌كردند.
معروفترین شاطر ناصرالدین شاه كه منصب شاطرباشی شاه داشتند، حاج محمدقلی خان صارم‌الملك و بعد از او پسرش فضل‌الله خان بود.
پس از پیدا شدن وسائل نقلیه و تلگراف و تلفن و رادیو و تلویزیون، دفتر تاریخ كهنسال شاطری، در ایران بسته شد و امروز جز نامی از آنها باقی نمانده است. تنها در بعضی از دهات ایران در تعزیه‌خوانی‌های روز عاشورا، دو نفر شاطر به رسم ایرانیها، با لباس شاطران عهد صفوی شركت دارند. برای آخرین بار از شاطرها در مراسم تاج‌گذاری رضاشاه پهلوی استفاده شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
 
چوگان
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن فرزندان ایران بزرگ :: تالار ورزش :: بخش ورزش ایرانیان-
پرش به: