الرئيسيةدروازهاليوميةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:01

ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)
به قلم آيت الله جعفر سبحاني

مقدمه
هاضمه ‏ى زمان، حواث تلخ و شيرين و رويدادهاى بزرگ و كوچك را در خود هضم كرده و به تحليل مى‏برد، و رويداد هر چند عظيم و شورآفرين و غوغابرانگيز باشد، تا مدتى مى‏تواند در هاضمه ‏ى جهان باقى بماند و افكار را متوجه خود سازد. اما گذشت ‏شب و روز، ورق خوردن صفحات ايام، رفته رفته حادثه را كم رنگ‏تر مى‏سازد و از فروغ آن مى‏كاهد و به تدريج‏به صورت مركبى بر صفحات تاريخ درمى‏آيد و احيانا در تاريخ هم نمى‏توان براى آن جاى روشنى پيدا كرد.
در اين ميان، برخى از حوادث، از اين سنت كاملا مستثنى مي ‏باشند و هرگز هاضمه ‏ى جهان، هر چند هم قوى و نيرومند باشد، قادر به هضم و حل آن‏ها نيست. تو گويى حادثه، بسان برليان در معده‏ى جهان است كه هرگز قادر به تبديل آن به عنصر ديگر نمى‏باشد و حرارت و داغى دستگاه گوارش روى آن اثر نمى‏گذارد و از اين جهت هيچ گاه منسى و فراموش نمى‏شود و گذشت زمان آن را فرسوده ننموده و از طراوت آن نمى‏كاهد.
اين نوع از حوادث استثنايى به خاطر ويژگى خاص خود، از ثبات و استوارى برخوردارند. اين ويژگى عبارت است از پيوند رويداد به دين و آيين يك ملت از يك طرف و پيوند دين با فطرت انسان از طرف ديگر و نتيجه‏ى اين دو جهت، ثابت ماندن حادثه در قلوب و نفوس ملت‏ها است.
آفرينش انسان با دين و گرايش به ماورا طبيعت عجين و آميخته است و هرگز از او جدا نمى‏شود و تا انسان انسان است، پيوسته طبيعت او با چنين كشش و تمايلات همراه مى‏باشد و طبعا حادثه‏اى كه پيوند مستقيم با تمايلات درونى و ابدى انسان دارد هرگز به دست فراموشى سپرده نمى‏شود، و اين اصل يك اصل كلى است كه شرق و غرب نمى‏شناسد.
روى اين اصل هرگز جامعه‏ ى اسلمي و تاريخ بشريت ‏شخصيت ممتاز و كم نظير حضرت امام خمينى‏قدس سره را كه با افكار و انديشه‏ هاى بلند و سعى و تلاش‏هاى صادقانه ‏ى خود مسير تاريخ را دگرگون كرده فراموش نخواهد كرد.
شخصيتى كه توانست در پرتو اعتماد به لطف الهى و ايمان به هدف، نظام كهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله ‏دان تاريخ بريزد و به جامعه ‏ى اسلمي هويت تازه‏اى بخشد و گرد خود فراموشى را از چهره ‏ى آنان بزدايد و آنان را با شخصيت واقعى خود آشنا سازد.
اين شخصيت و اين رويداد به خاطر پيوندى كه با دين و ايمان مردم دارد، ثابت و پابرجا خواهد بود و گرد نسيان بر روى آن نخواهد نشست.
شخصيت ‏حضرت امام، بنيانگذار انقلاب اسلمي و بيدار كننده ‏ى جامعه ‏ى مستضعفان و محرومان، ابعاد مختلف و گوناگونى دارد كه هرگز نمى‏توان حق همه‏ ى آن‏ها را در اين مقاله ادا نمود. او به طور خلاصه، انسان كاملى بود كه علم و عمل را به هم آميخته و عرفان و اخلاق را در خود مجسم نموده و با فقاهت و اجتهاد واقع بينانه، بيانگر احكام و سياست و حقوق اسلمي بوده است.
او نه تنها در مراحل علمي پيشتاز اين مسير بوده، بلكه در مراحل اجتماعى و سياسى يك فرد آگاه از وضع زمان و آشنا به درد و درمان بود و نهيب او بر مستكبران و سلطه ‏جويان، تازيانه‏ اى بود كه پشت آنان را مى‏لرزاند و نقشه ‏هاى آنان را بر باد مى‏داد.
مقام عرفانى و فلسفى، فقاهت و اجتهاد، ذوق ادبى و آشنايى او به لطايف كلام، آگاهى او از سياست‏هاى جهانى و اخلاق آموزنده و سازنده‏ى او، مناجات‏هاى تكان دهنده‏ ى نيمه شب وى همه و همه پرتوى از ابعاد گسترده‏ ى شخصيت او مى‏باشند، ولى آن چه مى‏توان در اين ‏باره گفت، اين است كه او داراى دو خصيصه‏ ى گرانقدر بود كه همه ‏ى آثار و تجليات را به دنبال داشت:
1- ايمان به مبدا و معاد، ايمان اصيل و نيرومند، تو گويى پرده ‏ها از جلوى ديدگانش كنار رفته و ماوراى طبيعت را به راى العين ديده است.
2- عشق به هدف و آرمان‏هاى اسلمي و ايثارگرى همه جانبه در راه آن.
اين دو عنصر از صفات بارز و عناصر چشمگير شخصيت او به شمار مى‏رود. روى اين اساس به برخى از ابعاد شخصيت وى اشاره مى‏نماييم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:02

1- آگاهى از وضع جهان:
امام صادق عليه السلام در حديث كوتاهى چنين مى‏فرمايد: «العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس‏» ; انسان آگاه از اوضاع و شرايط زمان هرگز غافل‏گير حوادث غير مترقب نمى‏شود.
در اين حديث، يكى از شرايط رهبرى بيان شده است رهبر بايد با ديد نافذ از حوادث تلخ و ناگوارى كه در كمين امت او است از قبل آگاه باشد و براى آن چاره انديشد.
يكى از ابعاد شخصيت ‏حضرت امام، آگاهى او از وضع جهان و شرايط زمان بود و حركت‏هاى سياسى و الحادى را كه در جهان بر ضد اسلام در حال شكل گرفتن بود، به خوبى مى‏شناخت و همه را مد نظر داشت و اگر از دوران جوانى، داراى چنين خصيصه‏اى نبود، هرگز در دوران پيرى و فرتوتى كه زمام امور را به دست گرفت نمى‏توانست انقلاب اسلمي را با چنين صلابت و استوارى، متجاوز از ده سال رهبرى كند و دشمنان را به تعجب و شگفتى وادارد.
او به خاطر چنين خصيصه‏اى، از دوران جوانى، رجال كشور را مى‏شناخت، رجال خائن و صالح و تا آن جا كه امكانات زمان اجازه مى‏داد، از طرق مختلف مسايل سياسى را تعقيب مى‏كرد.
در دوران پراختناق حكومت «رضاخان‏» كه از سال 1304 شمسى آغاز شد و در شهريور 1320 به پايان رسيد، تمام وسايل در اختيار دولت‏ بود و كمتر كتابى حتى دور از سياست ‏به چاپ مى‏رسيد، ولى پس از شهريور20 و ورود متفقين به ايران و شعله ‏ورشدن آتش جنگ جهانى، زنجيرها از قلم و بيان برداشته شد و حضرت امام از اين فرصت استفاده كرد و ضمن رد رساله ‏ى «اسرار هزار ساله‏» به بيان حقايق پرداخت و پرده ‏ها را بالا زد.
قلم شيوا و بيان لطيف و در عين حال شور انگيز كتاب «كشف اسرار» توانست روح تازه‏ اى در قلوب مسلمانان ايران بدمد. او تحت عنوان «چرا رضاخان با علما بد بود؟» ماهيت‏ حكومت رضاخانى را تشريح و مقام گرانقدر روحانيت را براى مردم روشن كرد.
اين كتاب كه در سال 1323 به چاپ رسيد، شورعظيم و موج بزرگى در ايران پديد آورد. كتاب «كشف اسرار» نه تنها يك كتاب عقيدتى و فكرى است، بلكه يك كتاب كاملا سياسى نيز مى‏باشد. با آن كه حضرت امام به خاطر دورى از تظاهر آن را بدون ذكر نام مؤلف چاپ كرد و مايل نبود كه مؤلف آن شناخته شود ولى به حكم اين كه «ماكان لله ينمو» هر عملى كه خالصانه براى خدا باشد بيشتر رشد مى‏كند، نشر كتاب بدون نام مؤلف، سبب اشتهار بيشتر نويسنده شد و در هر حال هر كس آن كتاب را بخواند اذعان مى‏كند كه اين حضرت امام از همان دوران ديرينه، داراى افكار بلند سياسى بوده و پيوسته مى‏خواسته نظام اسلمي را جايگزين نظام‏هاى فاسد كند.
متفقين در سال‏هاى 1324- 1325 ايران را ترك گفتند و بار ديگر استعمار مصلحت ديد كه فرزند رضاخان بر سر كار باشد و برنامه ‏ى پدر را با رياكارى خاصى تعقيب كند و به مرور زمان، استبداد را بار ديگر به ايران باز گردانيد و هر چه پيش مى‏رفت‏بر قدرت نظام افزوده مى‏شد. ولى امام را در اين فترت يعنى از سال‏هاى 25 تا 40 كاملا ساكت و آرام مى‏بينيم كه تنها به تدريس فقه و اصول و اخلاق و فلسفه مى‏پرداخت و كمتر در مسايل سياسى بحث مى‏كرد. چه شد آن قلم شورآفرين و تحرك بخش كه نمونه‏ ى بارز آن كتاب «كشف اسرار» بود و چرا از سال‏هاى 1325 تا 1340 از تحرك باز ايستاد و در مجراى علمي حركت كرد؟ در اين جا نكته‏ اى است كه كمتر به آن توجه مى‏شود و آن اين است كه:
مرحوم آية الله عظمي بروجردى در سال 1324 كه براى معالجه از بروجرد به تهران آمده بود، بنا به درخواست زعما و فضلاى قم، رحل اقامت در اين شهر افكند و پس از درگذشت آية الله عظمي اصفهانى در سال 1325، رشته ‏ى زعامت را به دست گرفت و رسالت رهبرى را به دوش كشيد و حقا مردى بزرگ و كم نظير و فقيهى بى‏بديل بود.
امام كه خود يكى از دعوت كنندگان مرحوم آقاى بروجردى به قم بود، وقتى چنين مرجعى را پذيراى مسؤوليت ديد، احساس آرامش كرده، ديگر وظيفه نديد مسايل سياسى را مستقيما تعقيب كند و با خويشتن‏دارى خاصى مهر سكوت بر لب زد و كمتر سخن مى‏گفت و اين خود از شهامت‏هاى روحى انسان‏هاى كامل است كه گاهى با داشتن افكار بلند و رهنمودهاى مؤثر، دم فرو مى‏بندند. از اين جهت ‏حضرت امام احترام مرجع بزرگ را حفظ نموده و فقط درموارد لزوم و در ملاقات‏هاى خصوصى مطالبى را ياد آور مى‏شد.
از اميرمؤمنان عليه السلام متجاوز از 12000 خطبه و نامه و كلمه به جاى مانده است و همه ‏ى اين‏ها مربوط به دوران پس از رحلت پيامبر است، در حالى كه او در عصر رسالت نيز داراى چنين معلومات و آگاهى بود. اما در مقابل پيامبر كاملا ساكت ‏بود و مهر خاموشى بر لب داشت و ما همين خصيصه را در حضرت امام در عصر مرجعيت مرحوم بروجردى لمس كرديم، ولى همان طور كه ياد آور شديم ايشان در عين حال مساله‏ ى مهم «النصيحة لائمة المسلمين‏» را فراموش نمى‏كرد و در مواقع حساس يادآورى‏هاى لازم را انجام مى‏داد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:02

درگذشت مرحوم آية الله عظمي بروجردى يا نقطه ‏ى عطف در تاريخ حيات امام
مرحوم آية الله عظمي بروجردى در فروردين ماه 1341 بدرود زندگى گفت و شاه كه مدت‏ها انتظار مرگ ايشان را مى‏كشيد، تا برنامه ‏هاى خائنانه ‏ى خود را يكى پس از ديگرى به اجرا درآورد، فرصت را مناسب شمرد تا به تضعيف مرجعيت در ايران بپردازد و براى ارجاع مردم به خارج از ايران، تلگرام تسليتى براى مرحوم آية الله عظمي حكيم مخابره كرد. او گاهى در سخنان خود مى‏گفت: اكنون موانع برداشته شده و بايد برنامه‏ هاى اصلاحى اجرا شود و ديگر در ايران شخصيت مهمي كه مانع از اجراى برنامه‏ هاى ما باشد، به چشم نمى‏خورد.
چيزى نگذشت كه تصويب آيين ‏نامه ‏ى انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى پيش آمد كه در آن اهانت ‏خاصى به كتاب مقدس آسمانى ما شد و پاره ‏اى از قوانين رسمي آن زير پا گذارده شده بود.
طرح آيين‏ نامه‏ ى «انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى‏» يك طرح آزمايشى بود تا هيات حاكمه از واكنش آن در محافل روحانى و پايه‏ ى علاقه ‏ى آنان به حفظ اصول اسلام آگاه شوند.
رؤوس طرح در روزنامه ‏هاى عصر پايتخت ‏يعنى كيهان و اطلاعات آن روز در نيمه ‏ى مهرماه 1341 چاپ شد. نگارنده كه يكى از خوشه ‏چينان خرمن علمي حضرت امام به شمار مى‏رفت، در جلسات خصوصى شاهد انتقادهاى ايشان از دولت و سوءنيت آن سبت ‏به اسلام بود، از اين جهت فرصت را مغتنم شمرده يك شماره از روزنامه ‏ى كيهان آن روز را به حضور ايشان برد. ايشان نماز مغرب را به جا آورده بود و مى‏خواست كه نماز عشاء را شروع كند، در آن لحظه خاطر شريف را از محتواى تصويب آيين نامه‏ ى انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى مستحضر ساخت ناراحتى شديدى در سيمي او احساس كرد. امام نماز عشاء را به جماعت‏ به جا آورد، سپس داماد خود مرحوم اشراقى را احضار و درخواست نمود كه به منزل آية الله حائرى برود و از ايشان درخواست نمايد كه مراجع وقت را به منزل خويش دعوت كنند تا درباره‏ ى اين تصويب ‏نامه به طور دسته جمعى بينديشند و تصميم بگيرند.
اجتماع با شكوه مراجع درآن شب در خانه ‏ى آية الله حائرى نشانه ‏ى وحدت و يگانگى بود و تلگرام‏هاى همگان حاكى از ثبات و مقاومت روحانيت، در برابر توطئه‏ هاى شاه به شمار مى‏رفت ولى در اين ميان تلگرام امام از صلابت و سازش‏ ناپذيرى خاصى حكايت مى‏كرد.
در اين نهضت، كه دو ماه به طول انجاميد، تگرام‏هاى امام و نامه ‏هاى او به اطراف، ملت را با شخصيت آگاه او آشنا ساخت و مردم به تدريج رهبر خود را شناختند.
جريان انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى به پايان رسيد و دولت وقت ‏با رياكارى خاصى، تصويب نامه را پس گرفت ولى با نيرنگ ديگرى پس از چند ماه تحت عنوان لوايح شش گانه راه خود را تعقيب كرد كه در آن حق و باطل را به هم آميخته بود.
در چنين شرايطى صلابت امام و استوارى و استقامت او بيش از پيش آشكار شد و با تحريم رفراندوم و مقاومت در برابر فشار دستگاه و اعلام عزاى ملى، ضربه‏ ى محكمي بر حيثيت هيات حاكمه وارد آورد. در اين اوضاع و شرايط امام در پانزده خرداد 1342 دستگير شد و انتشار خبر دستگيرى امام رستاخيزى در تهران به پا كرد كه در نتيجه‏ ى آن عده‏اى از فرزندان اسلام به وسيله ‏ى دژخيمان شاه به شهادت رسيدند و روز پانزده خرداد براى هميشه روز عزا اعلام شد.
امام پس از هشت ماه، سرانجام بر اثر فشارهاى داخلى و خارجى آزاد شد و به قم بازگشت.
چيزى نگذشته بود كه مصونيت مستشاران امريكايى (كاپيتولاسيون) در آبان ماه 1343 پيش آمد و مجلس شوراى آن روز ذلت اسلام و مسلمين را با تصويب آن امضا كرد.
امام با سخنرانى گرم و شورانگيز و هيجان آفرين و با پرخاشگرى خاص خود انقلاب نوينى را به پا كرد كه منجر به دستگيرى و تبعيد ايشان به تركيه گشت.
هيات حاكمه از تبعيد امام به تركيه طرفى نسبت و سرانجام پس از سنجش ‏ها و محاسبات فراوان تصميم گرفت كه در سال 1346 امام را از تركيه، به نجف اشرف تبعيد كند تا در آن محيط علمي محصور گردد و سخنان او كمتر شنيده شود. ولى اين رهبر آگاه در اقامت چهارده ساله ‏ى خود در نجف، تمام حركت‏ها را در ايران زير نظر داشت و به هسته‏ هاى مقاومت كمك مى‏نمود و از طريق نامه و سخنرانى و ارسال پيام‏ها بر شور مردم و هيجان آنان مى‏افزود.
سرانجام دستگاه بر اثر بى‏خردى با نشر مقاله ‏اى در اطلاعات بر ضد امام، گور خود را به دست‏ خود كند. اين بار، يك نهضت گسترده‏ى همه‏ جانبه به وجود آمد كه ديگر دستگاه نتوانست آن را مهار كند و اين انقلاب از دى ماه 1356 تا 22 بهمن 1357 ادامه يافت.
اعتصاب‏هاى دسته جمعى روحانيون، حوزه‏هاى علميه، دانشگاه‏ها، مراكز صنعتى، و ادارى و سرانجام نيروهاى انتظمي سبب شد كه رژيم 2500 ساله در 22 بهمن 57 فروريخته و به تاريخ سپرده شود.
امام از 22 بهمن به عنوان يك مرجع و رهبر سياسى و دينى مطلق شناخته شده و با درايت و ژرف بينى خاصى بسيارى از توطئه ‏ها را خنثى نمود و توانست درخت اسلام را در سرزمين ايران آبيارى نموده و پس از ده سال رهبرى، نظام با شكوه اسلمي را به امتى كه تربيت كرده بود تحويل دهد.
2- بعد فلسفى و عرفانى:
آگاهى از بعد فلسفى و عرفانى او در گرو اين است كه سير رشد علمي امام را از دوران جوانى تا دوران مرجعيت‏به صورت فشرده بازگو كنيم:
امام در يك بيت علمي در بيستم جمادى الثانى 1320 چشم به دنيا گشود، ولى در همان دوران كودكى پدر را از دست داد و در تكفل برادر ارجمندش جناب آية الله پسنديده درآمد و در آغوش گرم او بزرگ شد. از همان دوران كودكى و نوجوانى، بينش نافذ و پيشانى بلند و نگاه‏هاى حساس او از نبوغ و استعداد خاص وى حاكى بود. وى ادبيات فارسى و عربى را تا معانى و بيان و بديع در همان زادگاهش تحصيل كرد و سپس براى تحصيلات بالاتر در سال 1329 به شهرستان «اراك‏» مهاجرت نمود. شهرستان اراك در آن روز شاهد تاسيس حوزه ‏ى جديدى بود كه به وسيله ‏ى بزرگ مرد الهى آية الله عظمي حائرى‏قدس سره پى‏ريزى شده بود. وى در سال 1332 اين حوزه را تاسيس نموده و تا 1340 آن را اداره كرد و فضلا را از اقطار و اكناف در آن‏جا گرد آورد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:03

حضرت امام پس از انتقال مرحوم حائرى به شهرستان قم و تصميم بر تاسيس حوزه ‏ى جديد در اين حرم اهل بيت، بلافاصله از شهرستان اراك به قم مهاجرت نمود و سطوح عالى را از محضر اساتيد بزرگ، از جمله مرحوم آية الله حاج سيد محمد تقى خوانسارى (متوفاى 1371 ه.ق) فرا گرفت. پس از چهار سال اقامت در قم شايستگى آن را پيدا كرد كه از سال 1344 به درس آية الله حائرى راه يابد و تا سال 1355 از حوزه‏ ى فقهى و اصولى مرحوم حائرى بهره‏مند شود. ايشان بخشى از درس‏هاى مهم استاد خود را به رشته ‏ى تحرير درآورد تا آن‏جا كه آخرين نظريات فقهى و اصولى آية الله حائرى را در كتابچه‏ ى خاصى به نام «فوائد» گرد آورى نمود.
تاسيس حوزه در قم سبب شد كه شخصيت‏هاى عظيم فلسفى و عرفانى براى بهره رسانى و بهره‏ گيرى از حرم اهل بيت در آن جا رحل اقامت افكنند و در اين ميان مى‏توان از دو شخصيت‏ بزرگ، مرحوم آية الله شاه آبادى و مرحوم آية الله رفيعى قزوينى نام برد.
حضرت امام پنج ‏سال تمام، عرفان را نزد آية الله شاه آبادى تحصيل و فلسفه را از مرحوم آية الله رفيعى آموخت ولى در ميان اين دو نفر به مرحوم شاه آبادى عشق مى‏ورزيد و مى‏گفت: من تا كنون انسانى به اين لطافت طبع نديده‏ ام و مى‏افزود من در نخستين برخورد به ايشان پيشنهاد تدريس اسفار نمودم.
او با استاد خود چنان عارفانه و مؤدبانه رفتار مى‏كرد كه اگر روزى درس تا دو ساعت هم به طول مى‏انجاميد، اظهار خستگى نمى‏كرد و اگر استاد به خاطر عذر خاصى مثلا پنج دقيقه درس مى‏گفت ‏باز هم اعتراض نمى‏نمود و اين خصيصه را استاد وى نيز به ديگران يادآور مى‏شد.
او در مسايل عرفانى و فلسفى، به حق استاد مسلم بود و برخلاف بسيارى از اساتيد فلسفه و عرفان كه فقط به تقرير و تبيين مسايل اكتفا مى‏كنند و چه بسا خود نيز به كنه مطلب نرسند، مسايل الهيات را به حق چشيده بود و آن‏چه را مى‏گفت از صميم دل بيان مى‏كرد و در برخى از مسايل به حد شهود رسيده بود.
او در عين علاقه به هر دو علم، كشش خاصى به عرفان نظرى و عملى داشت. اثر ممتاز او در اين فن نشانه ‏ى نبوغ او است. «مصباح الهدايه فى‏الولاية والخلافة‏» بحثى عرفانى در اسما و صفات مى‏باشد كه به حق از نادره ‏هاى زمان است و كمتر عارفى مى‏تواند به عمق آن نوشته‏ ها پى برد.
هيچ‏گاه براى او كميت ‏شاگرد مطرح نبود، او به كيفيت ‏بيش از حد علاقه داشت از اين جهت ‏به مرحوم آية الله شهيد مطهرى بيش از حد ارج مى‏نهاد
3- بعد اخلاقى امام:
پس از درگذشت مرحوم آية الله عظمي حائرى، معظم له عصرهاى پنج‏شنبه و جمعه درسى را به عنوان درس اخلاق آغاز نمود كه خارى در چشم حاكمان روز بود. وى اين بحث را به عنوان درس اخلاق آغاز كرد و از نظر قانونى حكم ديگر دروس حوزه را داشت و چون در آن روز تمام اجتماعات ممنوع بود جز تدريس، از اين جهت نمى‏توانستند جلوى آن را بگيرند.
امام در اين درس، نكات آموزنده ‏ى اخلاقى آميخته با مسايل عرفانى و سياسى بيان مى‏كرد و گاهى به خاطر مزاحمت دستگاه و جلوگيرى از تدريس، محل درس را از مدرسه‏ ى فيضيه به مدرسه ‏ى حاج ملاصادق منتقل مى‏نمود و در هر حال، در همان شرايط كتاب ارزنده‏اى را به نام «الاربعين‏» نوشت كه عصاره ‏ى درس‏هاى اخلاق او در روزهاى پنج‏شنبه و جمعه در سنوات پس از درگذشت آيت‏الله حائرى تا سال 1358 هجرى قمرى بود و خوشبختانه اين كتاب كه بر اثر هجوم وحشيانه‏ ى دستگاه به بيت امام ناپديد شده بود سال‏ها بعد به دست آمده و به زيور طبع آراسته گرديده است. كسانى كه از اين درس و آن مجلس روحانى خاطراتى دارند، مى‏توانند تاثير سخن امام را در دگرگونى قلوب و ارواح كاملا به يادآورند. يك نشست در آن درس اخلاق، آن چنان انسان را به دنيا و زخارف آن بى‏علاقه مى‏كرد كه انسان فقط و فقط به معنويات ارج مى‏نهاد. درس اخلاق حضرت استاد، آن چنان دگرگونى عظيمي در طلاب و فضلاى آن زمان پديد آورده بود كه مساله‏ ى سير و سلوك به تدريج در ميان فضلا براى خود جايى باز مى‏كرد و غالبا كوشش مى‏كردند كه گفتار و رفتار خود را با اخلاق اسلمي وفق دهند.
در تقيد امام نسبت ‏به مسايل اخلاقى همين بس كه اگر در مجلسى كسى سخنى را مى‏گفت كه از آن بوى تعريض به مسلمانى به مشام مى‏رسيد، با رنجش شديد امام روبه ‏رو مى‏شد و امام از ادامه ‏ى سخن وى جلوگيرى مى‏كرد.
نمونه ‏ى گوياى ديگرى از تقيد او به اخلاق اسلمي اين كه ايشان در مدرس مدرسه ‏ى فيضيه براى جمعى فلسفه تدريس مى‏كرد. روزى يكى از مدرسين غير معروف قم كه از شرايط جايگاه درس آگاه نبود براى يك نفر كتاب شرح لمعه را تدريس مى‏كرد، وقتى امام وارد مدرس شد و ديد او مشغول تدريس است، بلافاصله بيرون آمد و به هيچ قيمت‏ حاضر نشد كه آن روز در آن مركز درس بگويد و گفت ايشان قبل از ما شروع به درس كرده و حق سبقت‏ با او است. او سال‏ها كه در برخى از مساجد درس مى‏گفت لدى‏الورود دو ركعت نماز تحيت مسجد را به جا مى‏آورد آن گاه تدريس را آغاز مى‏كرد و تا شايستگى افراد را براى درسى كه مى‏گفت احراز نمى‏كرد به او اجازه‏ ى شركت نمى‏داد.
هيچ‏گاه براى او كميت‏ شاگرد مطرح نبود، او به كيفيت‏ بيش از حد علاقه داشت از اين جهت ‏به مرحوم آية الله شهيد مطهرى بيش از حد ارج مى‏نهاد و سخنان او را به خوبى گوش مى‏كرد و من خود قسمتى از نوشته‏ هاى امام را ديده ‏ام كه اعتراضات شهيد مطهرى را به صورت پرسش و پاسخ در كتاب خود آورده و به تحليل اشكال او پرداخته است.
4- بعد فقاهت و اجتهاد:
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:03

حضرت امام يازده سال تمام از درس خارج فقه و اصول مؤسس حوزه بهره ‏مند شد و پس از درگذشت او به تدريس سطوح عالى پرداخت و هيچگاه رشته ‏ى بحث او درباره‏ ى اين دو علم از هم نگسست. علاوه بر تدريس با جمعى از فضلاى بزرگ حوزه مانند مرحوم آية الله محقق داماد و آية الله حاج سيد احمد زنجانى‏قدس سره مباحثه‏ ى مشترك فقهى داشتند.
آن گاه كه مرحوم آية الله بروجردى در سال 1346 هجرى قمرى به قم آمدند يكى از شخصيت‏هايى كه به درس ايشان گرمي خاصى بخشيد، حضرت امام بود.
مرحوم بروجردى از نظر روش فقهى با مرحوم حائرى تفاوت آشكارى داشتند. مرحوم حائرى به بحث و تحقيق و ژرف‏نگرى بيش از تتبع مى‏پرداخت، در حالى كه مرحوم بروجردى به تتبع در تاريخ مساله و فتاواى فقهاى عامه و خاصه در نخستين قرون و كاوش در رجال سند بيش از امور ديگر، عنايت مى‏ورزيد و از نظر عمق بحث‏ها نيز در سطح بالاترى قرار داشت.
حضرت امام با شركت در درس مرحوم بروجردى به مزاياى درس ايشان پى برد و پيوسته فضلا را براى پى‏گيرى از روش ايشان دعوت مى‏نمود. معظم له در درس مرحوم بروجردى از سال 1364 ه..ق تا سال 1370 ه..ق شركت داشت و در نتيجه مزاياى روش هر دو استاد را به هم آميخت و خود صاحب سبك و روشى در فقه و اصول گرديد و از تركيب هر دو روش، يعنى عنايت ‏بر تحليل و ژرف‏نگرى و بحث‏هاى عميق، به ضميمه ‏ى تتبع در تاريخ مساله و اقوال پيشينيان، بنياد نوينى را پى‏ريزى كرد و از سال 1364 ه..ق به درخواست گروهى از فضلا، درس خارج اصولى را از مباحث «قطع‏» آغاز نمود و اين دوره درسال 1370ه..ق به پايان رسيد و مخلص نيز در عداد كوچك‏ترين تلاميذ او در اين دوره و دوره‏ هاى بعد درآمد و رشته ‏ى علاقه‏ ى او در بهره‏ گيرى از دروس امام تا روزى كه از قم به تركيه تبعيد شد، ادامه داشت. وى متجاوز از دو دوره‏ ى كامل، اصول را تدريس كرد و در هر دوره نظريات جديدى را در اصول عرضه مى‏نمود و درس‏هاى معظم له با آخرين نظريات خود در سه جلد به نام «تهذيب الاصول‏» منتشر شد و هم اكنون مورد استفاده ‏ى مدرسان خارج اصول است.
از نظر فقهى كتاب‏هاى «زكات‏» و «طهارت‏» ، «مكاسب محرمه‏» ، «بيع و خيارات‏» و برخى از ابواب مخصوص را تدريس نموده و خوشبختانه قسمت اعظم آن‏ها به قلم خود معظم له به نگارش درآمده كه از آن‏ها مى‏توان كتاب‏هاى ياد شده در ذيل را نام برد:
1- «الطهارة‏» در دو جلد كه در قم چاپ شده است.
2- «المكاسب المحرمة‏» در دو جلد كه در قم طبع گرديده است.
3- «كتاب البيع و الخيارات‏» كه قسمتى را در قم و قسمت مهم‏ترى را در نجف تدريس نموده و همه‏ى اين مباحث منتشر شده است.
علاوه بر اين نگارش، تعليقه بر كتاب «وسيلة النجاة‏» مرحوم «سيد اصفهانى‏» ويا تعليق بر عروة الوثقى، تاليف مرحوم «سيد يزدى‏» تقريبا يك دوره‏ى فقه را با دقت مطالعه فرموده و خلاصه نظريات هر دو را در اين دو تعليقه آورده است.
او تعليقه ‏ى فقهى خود را بر «وسيلة النجاة‏» در سال 1365 ه.ق آغاز نموده و در سال 1372 به پايان رساند و در اين مدت كمتر به كارهاى غير فقهى مشغول بود و بيش از پيش به نگارش اين تعليقه مى‏پرداخت و تعليقه بر عروة‏الوثقى را منتزع از اين تعليقه مى‏دانست و اصولا در ميان كتاب‏هاى فقهى كه اخيرا نگارش يافته «وسيله‏» ى مرحوم سيد را كتاب گرانقدرى مى‏شمرد.
وقتى هيات حاكمه ايشان را در سال 1343 هجرى شمسى به تركيه تبعيد كرد در آن جا تصميم گرفت كه به بازنويسى وسيله و افزودن مسايل مورد حاجت‏ بر آن كتاب همت گمارد و پس از افزودن قريب به ثلث‏بر آن، آن را به نام «تحرير الوسيله‏» منتشر نمود. از اين جهت، اين كتاب كه قسمتى از آن در تبعيدگاه تركيه در شهر «بورسا» و قسمتى ديگر پس از ورود به نجف نگارش يافته يك دوره ‏ى متن فقهى است كه روشنگر استادى و ژرف نگرى او در فقاهت است.
فتاواى حضرت امام پس از انقلاب كه اخيرا به رشته ‏ى تحرير درآمده و در آن‏ها به توضيح مسايل مستحدثه همت گمارده شده است، اثر فقهى ارزشمندى است كه مى‏تواند از بعد فقهى او بيان خاصى داشته باشد.
او بر خلاف انديشه ‏هاى نارسا كه از مغز افراد خام و ناوارد به فقه، تراوش مى‏كند، به فقه سنتى و جواهرى علاقه ‏ى وافر داشت و اصولا روش ديگرى را صحيح نمى‏دانست.
حتى روزى به او پيشنهاد شد كه در كتاب‏هاى درسى حوزه مانند «شفا» و «اسفار» دگرگويى ايجاد شود، او با اين دگرگونى مخالفت ورزيد و گفت آسان گرايى و تلخيص كتاب‏هاى بزرگ، از ژرف بينى طلاب مى‏كاهد. اصالت‏ها را حفظ كنيد و روش‏هاى جديد را تا آزمون صحيح روى آن انجام نگرفته به كار نبنديد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:03

- بعد عبادى امام:
حضرت امام از نخستين دوران جوانى، با هر نوع رياكارى مخالفت مى‏ورزيد و در عين حال كه در روز بسان ديگر طلاب و فضلا به تحصيل مى‏پرداخت و در مجالس انس شركت مى‏نمود و در غالب پنج‏شنبه‏ ها و جمعه‏ ها براى تفريح به خارج قم مى‏رفت و از چنين مجالس بهره مى‏گرفت، ولى در دل شب بسان پرهيزكاران وارسته به راز و نياز با معبود مى‏پرداخت و از همان دوران جوانى و از 27 سالگى تا لحظه‏ اى كه توان داشت، نماز شب او ترك نشد و در سخت ‏ترين لحظات، حتى شبى كه از پاريس به تهران بازمى‏گشت، نماز شب را در هواپيما به جا آورد. او در ميان ادعيه به «صحيفه‏ ى سجاديه‏» علاقه ‏ى خاصى داشت و معتقد بود كه در لابه ‏لاى ادعيه، يك رشته مسايل عرفانى و فلسفى هست كه مرغ انديشه ‏ى هيچ فيلسوفى به آن‏ها نرسيده است و در ميان مناجات‏ها به مناجات شعبانيه عشق مى‏ورزيد و در ماه رمضان به خواندن ادعيه تقيد خاصى داشت. در سال 1347 هجرى قمرى بر دعاى سحر كه از امام باقر عليه السلام نقل شده است ‏شرح زيبايى نوشته كه دل‏هاى عارفان و عاشقان به سير ملكوتى را تكان مى‏دهد. او در ميان زيارت‏ها به «زيارت جامعه‏» بيش از همه علاقه داشت و در تمام حرم‏هاى ائمه‏ ى اهل بيت‏ به خواندن آن كاملا مقيد بود.
به هنگام نماز غرق در عزوجلال الهى بود و در اين راستا دو كتاب ارزشمند او بيان‏گر بحث‏هاى عرفانى و الهى اوست. اين دو كتاب يكى به نام «آداب الصلاة‏» و ديگرى به نام «اسرار الصلاة‏» است كه هر دو از كتاب‏هاى نفيسى است كه كمتر مى‏توان براى آن‏ها نظيرى يافت، به ويژه كتاب «اسرار الصلاة‏» كه به حق كتاب «اسرار الصلاة‏» است در حالى كه ديگر كتاب‏هايى كه به اين نام منتشر شده از نظر او «آداب الصلاة‏» به شمار مى‏روند نه «اسرار الصلاة‏» .
او در ميان فلاسفه، شيفته ‏ى مكتب صدرالمتالهين و در ميان عرفا و محققان عرفان، به قاضى سعيد قمي علاقه‏ ى سرشارى داشت تا آن جا كه كتاب توحيد او را شخصا استنساخ نمود و افكار بلند او را بسيار مى‏ستود، و در ميان ديگر كتاب‏هاى قاضى سعيد قمي به كتاب «اربعين‏» او ارج مى‏نهاد.
در حالات خاصى كه فقط نزديكان او مى‏توانستند شاهد آن باشند، گاهى با مطالعه ‏ى برخى از كتب عرفانى اشك‏هاى چشم او مرواريدوار، بر گونه هايش مى‏غلتيدند.
6- بعد ادبى و سبك نگارش:
وى از روز نخست، انسان با ذوقى بود كه با نگارش رابطه ‏ى خاصى داشت و از موهبت‏ خط زيبا و نستعليق بهره‏ مند بود و خط او جزو خطوط درجه ‏ى يك به شمار مى‏رود و هم اكنون برخى از كتاب‏هاى او كه در سال‏هاى 1346 و 1349 نگاشته است نزد اين جانب موجود است و حاكى از قدرت انگشتان او در آفرينش اثر هنرى است.
او از قريحه‏ ى شعرى خاصى برخوردار بود كه فقط اين ذوق را در خدمت اهل بيت‏ به كار مى‏برد. «بهاريه ‏هاى او» در ميلاد امام زمان عليه السلام زينت ‏بخش محافل ادبى و ولايى حوزه ‏ى علميه ‏ى قم در دوران مرحوم آية الله حائرى بود. وى ديوان ضخيمي به اندازه ‏ى ديوان حافظ داشت كه متاسفانه از خانه ‏ى ايشان به سرقت رفت و تا كنون اثرى از آن به دست نيامده است ولى در عين حال ارادتمندان او برخى از بهاريه‏ هاى وى را استنساخ كرده و قسمتى از آن‏ها به وسيله ‏ى فرزند عزيزش مرحوم حجة الاسلام آقاى سيد احمد خمينى رحمه الله گردآورى گرديده است.
او در نويسندگى از جملات كوتاه ولى كوبنده بهره مى‏گرفت و از كلمات زيبا و روح افزاى عارفان، آميخته با شيوه‏ ى پرخاشگرى موحدان بر مشركان و ملحدان، استفاده مى‏كرد و اعلاميه‏ هاى او از آغاز نهضت تا آخرين روزها بر اين نكته گواهى مى‏دهند.
او علم عروض و قوافى را در نزد مرحوم «حاج شيخ محمد رضا اصفهانى‏» مؤلف كتاب «نقد فلسفه‏ى داروين‏» آموخت و از هيات قديم و جديد اطلاع داشت.
وى در سال 1347 هجرى قمرى در سن 27 سالگى با صبيه ‏ى مرحوم آية الله حاج ميرزا محمد ثقفى ازدواج نمود و در سايه ‏ى اين پيوند داراى دو فرزند ذكور و سه فرزند دختر گرديدند كه هر كدام براى خود مقمي و موفقيتى داشته و دارند و فرزند بزرگوار ايشان مرحوم آية‏الله حاج آقا مصطفى از نظر كمالات علمي و معنوى نسخه ‏ى دوم پدر بود ولى متاسفانه دست اجل اين شاخه را از پيكر اين درخت طيبه برگرفت، و آثار علمي كه از او باقى مانده و چاپ شده است نشانه‏ ى نبوغ سرشار او مى‏باشد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:04

نهضت امام خمينی ، زمينه ساز ظهور دولت حضرت مهدی
نويسنده : عرفان محمود - مجله الحياه الطيبه
مترجم : حجت الاسلام رحمت الله خالقي

آنچه نزد همه فرقه‏ هاى اسلامى قطعى و مسلم است اينكه احاديث ‏شريف زيادى از سيد رسولان حضرت محمد (ص) روايت ‏شده كه تصريح مى‏كند مهدى موعود از اهل بيت پيامبر (ص) به طور حتم و قطع در آخر زمان ظهور خواهد كرد تا زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه با جور و ستم پر شده باشد. (1) حتى افراد زيادى از دانشمندان اهل سنت از مذاهب گوناگون آن، به متواتر بودن اين احاديث تصريح كرده‏ اند و بعضى از آنها در اثبات تواتر اين اخبار بررسيهاى علمى نموده و كتابهايى نيز تاليف كرده‏ اند: (2) از اين رو، دانشمندان مذاهب چهارگانه اهل سنت فتوا داده ‏اند كه كسى كه ظهور حضرت مهدى موعود را انكار كند بايد كشته شود، يا اينكه به شدت تاديب شود تا از راى خود برگردد... (3)
از نظر شيعيان اهل بيت، متواتر بودن اين اخبار امرى قطعى و اعتقاد به حتمى بودن ظهور مهدى موعود از ضروريات مذهب است كه نمى‏توان آنها را انكار كرد و جزئى از اصول دين است كه اعتقاد به آنها از روى دليل و يقين واجب است زيرا بنابر عقيده مذهب اهل بيت، امامت از اصول دين است و اعتقاد به مهدى موعود به جهت اينكه از جانشينان و اوصياى رسول خدا است، از ضروريات اعتقاد به امامت مى‏باشد كه دلايل زيادى از آيات قرآن و احاديث صحيح نبوى و همچنين براهين عقلى بر آن اقامه كرده‏اند. (4)
همگانى بودن عقيده به وجود نجاتبخش جهان
از بارزترين اعتقادات مشترك اديان مختلف آسمانى ظهور مصلح موعود در آخر زمان است كه همه اديان به ظهور او بشارت داده‏اند، گرچه در تعريف و تعيين هويت او اختلاف دارند. همچنين بررسى متون اديان آسمانى درباره مصلح موعود ثابت مى‏كند كه او همان مهدى و همان فردى است كه اهل بيت پيامبر (ص) به آن عقيده دارند (5) حتى اعتقاد به حتمى بودن ظهور موعود نجاتبخش جهان، در مكاتيب مادى نيز وجود دارد; پس عقيده به ظهور چنين موعودى بيش از هر عقيده ديگرى افكار عمومى بشر را به سوى خود جلب كرده است. (6)
روايات حركت زمينه سازان در مدارك مشترك
با مراجعه به رواياتى كه درباره مهدى موعود نقل شده است، در مى‏يابيم كه يكى از نقاط روشن اشتراك بين اخبارى كه اهل سنت و اهل بيت نقل كرده‏اند، وجود يك حركت انقلابى زمينه ساز براى ظهور مهدى موعود مى‏باشد، حركتى كه از ايران به راه خواهد افتاد. چنين اتفاق نظرى، بى آنكه مخالفى داشته باشد، خود دليل روشنى است‏بر صحت اخبار و دست كم صحت مضمون مشترك بين آنها.
در اينجا نمونه‏هايى از اين احاديث‏شريفه را از مداركى كه در نزد شيعه و سنى معتبرند، نقل مى‏كنيم:
1- ابن ماجه، ترمذى و بيهقى در كتاب سنن خود، طبرانى در معجم وسيط، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود، هيثمى در مجمع الزوائد، سيوطى در حاوى، ابن‏حجر در قول المختصر و در الصواعق المحرقه، متقى هندى در كنزالعمال و در البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان. و... از رسول خدا (ص) روايت كرده‏اند كه فرمود: "مردمى از مشرق خروج مى‏كنند و زمينه حكومت مهدى را فراهم مى‏آورند." با توجه به لحن اخبار و متون قديم چنين اثبات مى‏شود كه مشرق به ايران امروزى گفته مى‏شود. همچنين در روايات ديگر تصريح شده است كه چنين مردمى اهل خراسان، يا قم يا طالقان مى‏باشد. و همه اينها به ايران امروزى اشاره دارد، البته با ذكر نام مهمترين مناطق آباد و شهرهاى متمدن ايران آن روز. (7)
2- ابو داود و نسائى كتاب سنن خود و ابن‏المنادى در ملاحم، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود و حميدى در الجمع بين الصحيحين و بسيارى ديگر با سند صحيح از امام على (ع) از رسول خدا (ص) نقل كرده‏اند كه فرمود: "مردى از ماوراء النهر قيام مى‏كند كه به او حارث ابن حراث مى‏گويند و در پيشاپيش او مردى است كه به او منصور گفته مى‏شود و زمينه را براى آل محمد فراهم مى‏سازد، همان طور كه قريش زمينه را براى رسول خدا (ص) فراهم نمود و يارى او بر هر مومنى واجب است، (يا فرمود: اجابت و پاسخ مثبت‏به او بر هر مومنى واجب است) . (Cool نامهايى كه در روايت فوق، به آن اشاره شده است، رمزى مى‏باشد، همان‏طور كه در بسيارى از اخبار ملاحم نيز چنين است و مراد از آن يا فرد خبير است، يا كسى كه عمل مفيد دارد، يعنى كارش به نتيجه مى‏رسد.
3- خطيب بغدادى و ديلمى از ابن عباس و ابوهريره روايت كرده‏اند كه هنگامى كه پرچمهاى سياه به اهتزاز درآمدند، به قوم فارس احترام كنيد; زيرا دولت‏شما با آنها است (9) . در اينجا تعبير" دولتكم" به دولت مهدوى اسلامى اشاره دارد. 4- ابن حماد ، ابن ابى شيبه، ابن ماجه، عقيلى و هيثم ابن كليب در مسند صحابه، ابن المنادى و حاكم در مستدرك خود، دانى در سنن خود، ابن حبان و ابو نعيم و ابن طلحة الكنجى شافعى و مقدسى و ابن‏قيم در المنارالمنيف، ذهبى در ميزان الاعتدلال، ابن كثير در فتن، سيوطى در الحاوى و خصائص و جمع الجوامع والدرالمنثور، ابن حجر در صواعق و متقى هندى در البرهان و كنزالعمال و شوكانى در التوضيح، و... از ابن مسعود روايت كرده‏اند كه به حضور رسول خدا (ص) رسيديم آن حضرت در حالى به نزد ما تشريف‏فرما شدند. كه آثار خوشحالى در چهره‏اش نمايان بود، به طورى كه هر سوالى مى‏كرديم جواب مى‏داد و حتى اگر سوال نمى‏كرديم خود ايشان شروع به صحبت مى‏كردند، تا اينكه گروهى از جوانان بنى‏هاشم كه حسن و حسين (ع) نيز در ميان آنها بودند از آنجا گذشتند، رسول خدا (ص) با ديدن آنها حسن و حسين را به آغوش كشيد و چشمانش پر از اشك شد; گفتيم:اى رسول خدا (ص) چه چيزى باعث ناراحتى شما شد كه ما را نيز ناراحت نمود. فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد و بعد از من اهل بيت من با سرگردانى و آوارگى روبه رو خواهند شد، تا آنكه گروهى با پرچمهاى سياه از مشرق قيام مى‏كنند و حق را طلب مى‏كنند، ولى به آنها داده نمى‏شود سپس بار ديگر حق را طلب مى‏كنند و در راه آن نبرد مى‏كنند و پيروز مى‏شوند; پس هر كدام از شما و يا نسل آينده شما آنها را درك كرد بايد به امام اهل بيت من بپيوندد حتى اگر با سينه‏خيز رفتن روى برف باشد; زيرا آنها پرچمهاى هدايت را به دست مردى از اهل بيت مى‏دهند... كه او زمين را با عدل و داد پر مى‏كند، همان گونه كه با جور و ظلم پر شده است (10) . اين روايت، اشاره دارد به اينكه به حركت درآمدن پرچمها، قبل از ظهور حضرت مهدى مى‏باشد و پرچمها با نام او به حركت درمى‏آيند و مردم را به سوى او فرا مى‏خوانند. البته در تعدادى از احاديثى كه حافظان اهل سنت آنها را از حضرت على (ع) و از برخى از امامان ديگر روايت كرده‏اند مضمون اين اخبار نقل شده است همچنين از پيروان و شيعيان آنها نيز مضمون اين اخبار نقل شده كه در ذيل نمونه‏هايى از آن را ذكر مى‏كنيم.
5- نعمانى در كتاب الغيبة به سند خود از امام باقر (ع) روايت كرده‏است كه فرمود: گويا گروهى را مى‏بينم كه از مشرق قيام كرده‏اند و حق را طلب مى‏كنند كه به آنها داده نمى‏شود و دوباره طلب مى‏كنند باز هم به آنها داده نمى‏شود وقتى وضع را چنين ديدند اسلحه به دست گرفته و نبرد مى‏كنند و دشمنانشان به خواسته‏هاى آنها تن مى‏دهند، ولى آنها قبول نمى‏كنند تا اينكه خودشان به حكومت‏برسند و دولت تشكيل دهند و آن حكومت را به كسى مگر به صاحب شما (يعنى امام زمان (عج‏» واگذار نمى‏كنند و كشته‏هاى آنها شهيدند. بدانيد كه اگر من آن زمان را در ك مى‏كردم خود را در خدمت و اختيار رهبر آنها قرار مى‏دادم. (11)
6- از امام صادق (ع) روايت‏شده است كه فرمود: به زودى كوفه از مومنان خالى مى‏شود و همان‏طور كه مار در لانه خود به دور خود مى‏پيچد و نهان مى‏شود و قدرت تحرك ندارد، علم و دانش نيز در گوشه‏اى پنهان و محدود مى‏شود. (يعنى در كوفه علم و دانش منتشر نمى‏شود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشه‏اى بى اثر مخفى مى‏شود) . پس از آن علم در شهر ديگرى كه به آن قم گفته مى‏شود، ظاهر مى‏شود و معدن فضل و علم مى‏گردد، به طورى كه در روى زمين كسى كه مستضعف در دين باشد و يا دين را نفهمد، باقى نمى‏ماند; حتى زنهايى كه در حجله‏ها و پشت پرده‏ها هستند; و اين زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشينان حضرت حجت قرار مى‏دهد و اگر چنين نباشد زمين اهل خود را فرومى‏برد و در زمين حجتى باقى نمى‏ماند و علم از آنجا به ساير كشورها و شهرها در شرق و غرب سرازير مى‏شود و حجت‏خدا بر مردم كامل مى‏شود، به طورى كه كسى در زمين نمى‏ماند كه دين و علم به او نرسيده باشد، پس از آن حضرت قائم (عج) ظهور مى‏كند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنين بندگان مى‏شود; زيرا خدا از بندگان انتقام نمى‏كشد مگر بعد از آنكه آنها حجت‏خدا را انكار كنند. (12)
مسلما انتقام از ستمگران نيز گرفته خواهد شد; زيرا حجت‏بر آنها تمام شده آنها حجت‏خدا را انكار كرده‏اند و براى غير ستمگران ظهور حضرت مهدى (عج) رحمت است.
7- از امام كاظم (ع) روايت‏شده است كه فرمود: مردى از اهل قم، مردم را به سوى حق فرا مى‏خواند و همراهان او مانند آهن و پولاد آبديده هستند كه تند بادها آنها را نمى‏لرزاند و از جنگ خسته نمى‏شوند و نمى‏ترسند و به خدا توكل مى‏كنند و عاقبت از آن تقواپيشگان است. (13)
8- ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام على (ع) روايت كرده‏اند كه فرمود: پرچمهاى سياه ظاهر مى‏شوند (يعنى مردمى با پرچمهاى سياه قيام مى‏كنند) و لشكريان سفيانى شكست‏خورده و فرار مى‏كنند در آن هنگام مردم جهان مهدى را آرزو و طلب مى‏كنند. (14)
9- سيد ابن طاوس در اقبال از ملاحم بطائنى در حديثى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: مادامى كه براى فرزندان فلانى حكومت و سلطنت است، امت محمد (ص) هرگز روى آسايش نخواهد ديد، مگر اينكه حكومت آنها منقرض گردد. وقتى حكومت آنها منقرض شد، خداوند براى فرج و آسايش امت محمد (ص) فرج مردى از ما را مى‏رساند كه مردم را به تقوا راهنمايى مى‏كند و به هدايت رفتار مى‏كند و در حكومت‏خود رشوه نمى‏گيرد; به خدا قسم من او را به نام و نام پدرش مى‏شناسم; پس از آن مردى كه نيرومند و قوى است و كمر باريك و داراى خال در پيشانى و گونه‏ها است، براى برپايى عدالت قيام مى‏كند و او نگهبان هر چيزى است كه پيش او به وديعه گذاشته شده است و زمين را با عدالت پر مى‏كند، همان طور كه ستمگران و گناهكاران آن را با جور و ستم پر كرده بودند. (15)
زمينه سازان ظهور حضرت مهدى (عج) و نهضت امام خمينى (ره) و احاديث مربوط به آن رواياتى كه بر وقوع يك حركت زمينه ساز براى انقلاب بزرگ مهدى دلالت دارند، صفاتى را ذكر مى‏كنند كه اين صفات به روشنى بر نهضت امام خمينى تطبيق مى‏كند:
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:07

نهضت امام خمينی ، زمينه ساز ظهور دولت حضرت مهدی
نويسنده : عرفان محمود - مجله الحياه الطيبه
مترجم : حجت الاسلام رحمت الله خالقي

آنچه نزد همه فرقه‏ هاى اسلامى قطعى و مسلم است اينكه احاديث ‏شريف زيادى از سيد رسولان حضرت محمد (ص) روايت ‏شده كه تصريح مى‏كند مهدى موعود از اهل بيت پيامبر (ص) به طور حتم و قطع در آخر زمان ظهور خواهد كرد تا زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه با جور و ستم پر شده باشد. (1) حتى افراد زيادى از دانشمندان اهل سنت از مذاهب گوناگون آن، به متواتر بودن اين احاديث تصريح كرده‏ اند و بعضى از آنها در اثبات تواتر اين اخبار بررسيهاى علمى نموده و كتابهايى نيز تاليف كرده‏ اند: (2) از اين رو، دانشمندان مذاهب چهارگانه اهل سنت فتوا داده ‏اند كه كسى كه ظهور حضرت مهدى موعود را انكار كند بايد كشته شود، يا اينكه به شدت تاديب شود تا از راى خود برگردد... (3)
از نظر شيعيان اهل بيت، متواتر بودن اين اخبار امرى قطعى و اعتقاد به حتمى بودن ظهور مهدى موعود از ضروريات مذهب است كه نمى‏توان آنها را انكار كرد و جزئى از اصول دين است كه اعتقاد به آنها از روى دليل و يقين واجب است زيرا بنابر عقيده مذهب اهل بيت، امامت از اصول دين است و اعتقاد به مهدى موعود به جهت اينكه از جانشينان و اوصياى رسول خدا است، از ضروريات اعتقاد به امامت مى‏باشد كه دلايل زيادى از آيات قرآن و احاديث صحيح نبوى و همچنين براهين عقلى بر آن اقامه كرده‏اند. (4)
همگانى بودن عقيده به وجود نجاتبخش جهان
از بارزترين اعتقادات مشترك اديان مختلف آسمانى ظهور مصلح موعود در آخر زمان است كه همه اديان به ظهور او بشارت داده‏اند، گرچه در تعريف و تعيين هويت او اختلاف دارند. همچنين بررسى متون اديان آسمانى درباره مصلح موعود ثابت مى‏كند كه او همان مهدى و همان فردى است كه اهل بيت پيامبر (ص) به آن عقيده دارند (5) حتى اعتقاد به حتمى بودن ظهور موعود نجاتبخش جهان، در مكاتيب مادى نيز وجود دارد; پس عقيده به ظهور چنين موعودى بيش از هر عقيده ديگرى افكار عمومى بشر را به سوى خود جلب كرده است. (6)
روايات حركت زمينه سازان در مدارك مشترك
با مراجعه به رواياتى كه درباره مهدى موعود نقل شده است، در مى‏يابيم كه يكى از نقاط روشن اشتراك بين اخبارى كه اهل سنت و اهل بيت نقل كرده‏اند، وجود يك حركت انقلابى زمينه ساز براى ظهور مهدى موعود مى‏باشد، حركتى كه از ايران به راه خواهد افتاد. چنين اتفاق نظرى، بى آنكه مخالفى داشته باشد، خود دليل روشنى است‏بر صحت اخبار و دست كم صحت مضمون مشترك بين آنها.
در اينجا نمونه‏هايى از اين احاديث‏شريفه را از مداركى كه در نزد شيعه و سنى معتبرند، نقل مى‏كنيم:
1- ابن ماجه، ترمذى و بيهقى در كتاب سنن خود، طبرانى در معجم وسيط، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود، هيثمى در مجمع الزوائد، سيوطى در حاوى، ابن‏حجر در قول المختصر و در الصواعق المحرقه، متقى هندى در كنزالعمال و در البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان. و... از رسول خدا (ص) روايت كرده‏اند كه فرمود: "مردمى از مشرق خروج مى‏كنند و زمينه حكومت مهدى را فراهم مى‏آورند." با توجه به لحن اخبار و متون قديم چنين اثبات مى‏شود كه مشرق به ايران امروزى گفته مى‏شود. همچنين در روايات ديگر تصريح شده است كه چنين مردمى اهل خراسان، يا قم يا طالقان مى‏باشد. و همه اينها به ايران امروزى اشاره دارد، البته با ذكر نام مهمترين مناطق آباد و شهرهاى متمدن ايران آن روز. (7)
2- ابو داود و نسائى كتاب سنن خود و ابن‏المنادى در ملاحم، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود و حميدى در الجمع بين الصحيحين و بسيارى ديگر با سند صحيح از امام على (ع) از رسول خدا (ص) نقل كرده‏اند كه فرمود: "مردى از ماوراء النهر قيام مى‏كند كه به او حارث ابن حراث مى‏گويند و در پيشاپيش او مردى است كه به او منصور گفته مى‏شود و زمينه را براى آل محمد فراهم مى‏سازد، همان طور كه قريش زمينه را براى رسول خدا (ص) فراهم نمود و يارى او بر هر مومنى واجب است، (يا فرمود: اجابت و پاسخ مثبت‏به او بر هر مومنى واجب است) . (Cool نامهايى كه در روايت فوق، به آن اشاره شده است، رمزى مى‏باشد، همان‏طور كه در بسيارى از اخبار ملاحم نيز چنين است و مراد از آن يا فرد خبير است، يا كسى كه عمل مفيد دارد، يعنى كارش به نتيجه مى‏رسد.
3- خطيب بغدادى و ديلمى از ابن عباس و ابوهريره روايت كرده‏اند كه هنگامى كه پرچمهاى سياه به اهتزاز درآمدند، به قوم فارس احترام كنيد; زيرا دولت‏شما با آنها است (9) . در اينجا تعبير" دولتكم" به دولت مهدوى اسلامى اشاره دارد. 4- ابن حماد ، ابن ابى شيبه، ابن ماجه، عقيلى و هيثم ابن كليب در مسند صحابه، ابن المنادى و حاكم در مستدرك خود، دانى در سنن خود، ابن حبان و ابو نعيم و ابن طلحة الكنجى شافعى و مقدسى و ابن‏قيم در المنارالمنيف، ذهبى در ميزان الاعتدلال، ابن كثير در فتن، سيوطى در الحاوى و خصائص و جمع الجوامع والدرالمنثور، ابن حجر در صواعق و متقى هندى در البرهان و كنزالعمال و شوكانى در التوضيح، و... از ابن مسعود روايت كرده‏اند كه به حضور رسول خدا (ص) رسيديم آن حضرت در حالى به نزد ما تشريف‏فرما شدند. كه آثار خوشحالى در چهره‏اش نمايان بود، به طورى كه هر سوالى مى‏كرديم جواب مى‏داد و حتى اگر سوال نمى‏كرديم خود ايشان شروع به صحبت مى‏كردند، تا اينكه گروهى از جوانان بنى‏هاشم كه حسن و حسين (ع) نيز در ميان آنها بودند از آنجا گذشتند، رسول خدا (ص) با ديدن آنها حسن و حسين را به آغوش كشيد و چشمانش پر از اشك شد; گفتيم:اى رسول خدا (ص) چه چيزى باعث ناراحتى شما شد كه ما را نيز ناراحت نمود. فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد و بعد از من اهل بيت من با سرگردانى و آوارگى روبه رو خواهند شد، تا آنكه گروهى با پرچمهاى سياه از مشرق قيام مى‏كنند و حق را طلب مى‏كنند، ولى به آنها داده نمى‏شود سپس بار ديگر حق را طلب مى‏كنند و در راه آن نبرد مى‏كنند و پيروز مى‏شوند; پس هر كدام از شما و يا نسل آينده شما آنها را درك كرد بايد به امام اهل بيت من بپيوندد حتى اگر با سينه‏خيز رفتن روى برف باشد; زيرا آنها پرچمهاى هدايت را به دست مردى از اهل بيت مى‏دهند... كه او زمين را با عدل و داد پر مى‏كند، همان گونه كه با جور و ظلم پر شده است (10) . اين روايت، اشاره دارد به اينكه به حركت درآمدن پرچمها، قبل از ظهور حضرت مهدى مى‏باشد و پرچمها با نام او به حركت درمى‏آيند و مردم را به سوى او فرا مى‏خوانند. البته در تعدادى از احاديثى كه حافظان اهل سنت آنها را از حضرت على (ع) و از برخى از امامان ديگر روايت كرده‏اند مضمون اين اخبار نقل شده است همچنين از پيروان و شيعيان آنها نيز مضمون اين اخبار نقل شده كه در ذيل نمونه‏هايى از آن را ذكر مى‏كنيم.
5- نعمانى در كتاب الغيبة به سند خود از امام باقر (ع) روايت كرده‏است كه فرمود: گويا گروهى را مى‏بينم كه از مشرق قيام كرده‏اند و حق را طلب مى‏كنند كه به آنها داده نمى‏شود و دوباره طلب مى‏كنند باز هم به آنها داده نمى‏شود وقتى وضع را چنين ديدند اسلحه به دست گرفته و نبرد مى‏كنند و دشمنانشان به خواسته‏هاى آنها تن مى‏دهند، ولى آنها قبول نمى‏كنند تا اينكه خودشان به حكومت‏برسند و دولت تشكيل دهند و آن حكومت را به كسى مگر به صاحب شما (يعنى امام زمان (عج‏» واگذار نمى‏كنند و كشته‏هاى آنها شهيدند. بدانيد كه اگر من آن زمان را در ك مى‏كردم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:08

خود را در خدمت و اختيار رهبر آنها قرار مى‏دادم. (11)
6- از امام صادق (ع) روايت‏شده است كه فرمود: به زودى كوفه از مومنان خالى مى‏شود و همان‏طور كه مار در لانه خود به دور خود مى‏پيچد و نهان مى‏شود و قدرت تحرك ندارد، علم و دانش نيز در گوشه‏اى پنهان و محدود مى‏شود. (يعنى در كوفه علم و دانش منتشر نمى‏شود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشه‏اى بى اثر مخفى مى‏شود) . پس از آن علم در شهر ديگرى كه به آن قم گفته مى‏شود، ظاهر مى‏شود و معدن فضل و علم مى‏گردد، به طورى كه در روى زمين كسى كه مستضعف در دين باشد و يا دين را نفهمد، باقى نمى‏ماند; حتى زنهايى كه در حجله‏ها و پشت پرده‏ها هستند; و اين زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشينان حضرت حجت قرار مى‏دهد و اگر چنين نباشد زمين اهل خود را فرومى‏برد و در زمين حجتى باقى نمى‏ماند و علم از آنجا به ساير كشورها و شهرها در شرق و غرب سرازير مى‏شود و حجت‏خدا بر مردم كامل مى‏شود، به طورى كه كسى در زمين نمى‏ماند كه دين و علم به او نرسيده باشد، پس از آن حضرت قائم (عج) ظهور مى‏كند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنين بندگان مى‏شود; زيرا خدا از بندگان انتقام نمى‏كشد مگر بعد از آنكه آنها حجت‏خدا را انكار كنند. (12)
مسلما انتقام از ستمگران نيز گرفته خواهد شد; زيرا حجت‏بر آنها تمام شده آنها حجت‏خدا را انكار كرده‏اند و براى غير ستمگران ظهور حضرت مهدى (عج) رحمت است.
7- از امام كاظم (ع) روايت‏شده است كه فرمود: مردى از اهل قم، مردم را به سوى حق فرا مى‏خواند و همراهان او مانند آهن و پولاد آبديده هستند كه تند بادها آنها را نمى‏لرزاند و از جنگ خسته نمى‏شوند و نمى‏ترسند و به خدا توكل مى‏كنند و عاقبت از آن تقواپيشگان است. (13)
8- ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام على (ع) روايت كرده‏اند كه فرمود: پرچمهاى سياه ظاهر مى‏شوند (يعنى مردمى با پرچمهاى سياه قيام مى‏كنند) و لشكريان سفيانى شكست‏خورده و فرار مى‏كنند در آن هنگام مردم جهان مهدى را آرزو و طلب مى‏كنند. (14)
9- سيد ابن طاوس در اقبال از ملاحم بطائنى در حديثى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: مادامى كه براى فرزندان فلانى حكومت و سلطنت است، امت محمد (ص) هرگز روى آسايش نخواهد ديد، مگر اينكه حكومت آنها منقرض گردد. وقتى حكومت آنها منقرض شد، خداوند براى فرج و آسايش امت محمد (ص) فرج مردى از ما را مى‏رساند كه مردم را به تقوا راهنمايى مى‏كند و به هدايت رفتار مى‏كند و در حكومت‏خود رشوه نمى‏گيرد; به خدا قسم من او را به نام و نام پدرش مى‏شناسم; پس از آن مردى كه نيرومند و قوى است و كمر باريك و داراى خال در پيشانى و گونه‏ها است، براى برپايى عدالت قيام مى‏كند و او نگهبان هر چيزى است كه پيش او به وديعه گذاشته شده است و زمين را با عدالت پر مى‏كند، همان طور كه ستمگران و گناهكاران آن را با جور و ستم پر كرده بودند. (15)
زمينه سازان ظهور حضرت مهدى (عج) و نهضت امام خمينى (ره) و احاديث مربوط به آن رواياتى كه بر وقوع يك حركت زمينه ساز براى انقلاب بزرگ مهدى دلالت دارند، صفاتى را ذكر مى‏كنند كه اين صفات به روشنى بر نهضت امام خمينى تطبيق مى‏كند:
1- به راه افتادن اين قيام از ايران
اين حركت از ايران (مشرق زمين) آغاز مى‏شود. ايران سرزمينى است كه در آن برف مى‏بارد، در حالى كه باريدن برف در جزيرة‏العرب متداول نيست. انقلاب اسلامى ايران نيز در ماه بهمن به پيروزى رسيد. بهمن در زبان فارسى به معناى توده انبوه برفى است كه در كوهها جمع مى‏شود و به سوى دره‏ها و دشتها سقوط مى‏كند; همچنين به ذرات ريز برف كه در هوا معلقند و گاهى باعث‏به وجود آمدن كولاك مى‏شود، بهمن مى‏گويند. (16) از آن سبب اين ماه را بهمن ناميده‏اند كه موسم ريزش برف در ايران است; جمله "فاتوها و لوحبوا على الثلج; به آن نهضت‏بپيونديد حتى اگر با سينه خيز رفتن روى برف باشد" در اين روايات دليل روشنى است‏بر اينكه شروع اين حركت از ايران مى‏باشد; افزون بر احاديث‏شريفى كه بر شروع اين حركت از ايران دلالت دارد، پيروزى انقلاب اسلامى در دهه دوم ماه بهمن كه فصل ريزش برف سنگين در ايران است و به كار بردن اين جمله "حبوا على الثلج" به همراه كلمه مشرق در روايات به روشنى به مكان شروع اين حركت اشاره دارد.
2- نسب رهبران حركت
همان گونه كه از نص احاديث‏شريفه‏اى كه نمونه‏هايى از آن ذكر شد، و رواياتى كه از كتب اهل سنت نقل شده است، (خصوصا روايتهاى سوم و هفتم) روشن مى‏شود كه قيام كنندگان اين حركت، گروهى از شيعيان اهل بيت هستند و رهبر اين حركت (كه زمينه را براى آل محمد فراهم مى‏كند) مردى از اهل بيت است، (چنانكه در حديث دوازدهم آمده بود) . اين صفت‏به خوبى با نهضت امام خمينى (ره) كه از جهت راه و روش و نسب به اهل بيت نسبت دارد تطبيق مى‏كند.
3- مشخصات رهبر حركت
با توجه به آنچه گفته شد، رهبر اين حركت مردى از قم است كه مردم را به سوى حق فرامى‏خواند، به تقوا راهنمايى مى‏كند، رفتار هدايت‏شده دارد و در حكومت‏خود رشوه نمى‏گيرد و اين مشخصات به روشنى با امام خمينى (ره) قابل تطبيق است.
4- سيماى زمينه‏سازان حركت
با توجه به مجموعه احاديث‏شريفى كه در اين باره ذكر شد، بر پا كنندگان اين نهضت در طلب حق و پيشمرگ شدن براى برقرارى و پايدارى آن اصرار بسيار دارند و به جهت توكل كامل به خداى تبارك و تعالى و داشتن تقوا، شايسته مقامى شده‏اند كه آينده وعاقبت‏براى آنان است; بنابراين به پيروزى نهايى مى‏رسند. همان طور كه ديديم يكى از آشكارترين مواردى كه نهضت امام خمينى را از ساير نهضتها جدا مى‏كند، همان زنده كردن روح عرفانى جهاد در جامعه بود كه در مسير انقلاب هزاران بار خود را به نمايش گذاشت، از جمله چهره فداكارانه و شهادت‏طلبانه‏اى كه ياران امام با الهام از حادثه كربلا در حوادث گوناگون انقلاب، چه قبل از پيروزى انقلاب و چه بعد از آن، به ويژه در طى هشت‏سال دفاع مقدس، آن را ترسيم كردند.
بنابراين، مشخصات رهبر و ياران و حاميان اين حركت، بر امام خمينى و ياران او انطباق‏پذير است.
اما آنچه كه درباره ويژگيهاى مرد خراسانى كه با پرچم سياه قيام مى‏كند... وارد شده، به رهبران اين نهضت‏بعد از رهبر بزرگ آن كه مرد قمى است، و به حركتهاى آنها كه در مراحل بعدى اين انقلاب انجام مى‏دهند، مربوط مى‏شود و تكرار جمله طلب حق (يطلبون الحق) در احاديث‏شريفى كه از روند و گسترش اين حركت زمينه ساز خبر مى‏دهند، به آن اشاره دارد و روشن ست‏حركتى كه مى‏خواهد زمينه را براى انقلاب بزرگ جهانى، مثل انقلاب مهدوى فراهم كند، نياز به فرصتى دارد تا با اين هدف بسيار بزرگ متناسب باشد; بنابراين هنگامى كه ما مى‏گوييم نهضت امام خمينى زمينه ساز انقلاب بزرگ مهدوى است، مقصود اين است كه اين نهضت در ادامه و در مراحل گوناگون خود و با تلاش رهبران و حاميان خود، (يعنى كسانى كه شاهد شروع اين نهضت‏به دست امام خمينى (ره) بوده‏اند) و يا نسلهاى آينده و رهبران آنها زمينه ظهور امام مهدى (عج) را فراهم خواهند كرد.
5- پايان يافتن استضعاف آيين اهل بيت (ع)
آنچه كه از احاديث‏شريفه استفاده مى‏شود، اين است كه اين حركت همراه با تحرك علمى است كه راه و رسم اهل بيت را به سوى يك حركت جهادى تبليغ مى‏كند و اين امر نه تنها طبيعى است‏بلكه براى انقلاب بزرگ جهانى كه داراى پايه و هدفهاى اعتقادى است، ضرورت دارد. انقلابى كه از راه و روش اهل بيت‏سرچشمه گرفته است; زيرا (طبق حديثى كه ذكر شد) رسول خدا تصريح كرده كه مهدى (عج) از آنها است و ظهور او (قبل از او ظهور زمينه‏سازان ظهور او) به استضعاف اهل بيت و راه و رسم آنها پايان مى‏بخشد. همان طور كه در احاديث‏به آن اشاره شده است، شروع اين حركت پس از انتقال مركز نشر علوم اهل بيت از كوفه به شهر قم در ايران خواهد بود. پس شهر قم مركز نشر و پخش اين علوم به همه كره خاكى خواهد شد و اين همان چيزى است كه با آغاز نهضت امام خمينى (ره) و همزمان با آن تحقق يافته است.
حوزه علميه قم كه به وسيله حاج شيخ عبدالكريم حائرى (استاد امام خمينى (ره‏» و با كمك گروهى از علما، از جمله امام خمينى (ره) (كه مرحوم حاج شيخ حائرى را براى اقامت در قم و تاسيس حوزه علميه در آن شهر تشويق كردند) تاسيس شد. بعد از او، يعنى در زمان مرحوم آقاى بروجردى كه امام خمينى مهمترين نقش را در راضى نمودن ايشان به مهاجرت از شهر بروجرد به شهر قم و پذيرش سرپرستى حوزه علميه آن به عهده داشت (17) ، فعاليت‏حوزه قم گسترش يافت. با پيروزى انقلاب اسلامى، حوزه قم بزرگترين حوزه علوم اهل بيت (ع) در جهان گرديد، به ويژه پس از آنكه نقش حوزه نجف به جهت محدوديتهاى ايجاد شده توسط رژيم عراق محدود و كمتر شد; زيرا بسيارى از علما نجف را ترك كردند و از فعاليت و تحرك باقى ماندگان نيز كاسته شد و بدينسان آنچه كه اخبار شريفه (خصوصا حديث نهم خبر داده بودند، در عمل به حقيقت پيوست. و چنانكه امام صادق (ع) تصريح مى‏فرمايد: اين تحول - انتقال مركز علوم آل محمد به قم نزديك قيام قائم ما، يعنى امام‏مهدى (عج) به وجود مى‏آيد، به طورى كه در آن زمان قم معدن علم و فضل مى‏شود در روى زمين حتى يك نفر مستضعف در دين باقى نمى‏ماند - زيرا به سبب انتشار علوم آل محمد به همه دنيا مردم دين را مى‏شناسند - و به اين ترتيب آيين اسلام از رهگذر حوزه علميه قم به همه جهانيان خواهد رسيد; به گونه‏اى كه تاريخ حوزه‏هاى علوم اهل بيت تاكنون شاهد حضور اين همه دانش پژوه و دانشجو، مانند حضور امروزه طلاب در حوزه قم نبوده كه از اطراف دنياى اسلام براى فراگيرى علوم آل محمد در اين حوزه حضور يافته‏اند. همچنين وجود مدارس دينى براى بانوان در حوزه علميه قم كه تاريخ هرگز شاهد آن نبوده است و اين در تاريخ فرهنگ دينى بانوان، آن هم در سطح عالى پديده‏اى نوظهور و منحصر به فرد است كه در حديث مزبور نيز به آن اشاره شده است: "حتى المخدرات فى‏الحجال; حتى زنها در پشت پرده‏ها و حجله‏ها از علوم آل محمد بهره‏مند مى‏شوند".
زمينه ‏سازان و نبرد با سفيانى
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:09

در اين قسمت ‏به سه نكته، در ارتباط اين بحث اشاره مى‏كنيم:
اولا، اين حركت در چهار چوب عمومى خود پيش از نهضت امام خمينى شروع شد و در اثر گذاريها و اثرپذيريهاى خود و در بعضى جرياناتى كه در احاديث‏شريفه به آن اشاره شده است، بعد از رحلت امام خمينى نيز ادامه خواهد داشت. از اين رو، حوادثى كه در روايات ذكر شده، ولى هنوز واقع نشده‏اند، نمى‏توانند اساسا مانع تطبيق اين حركت‏بر نهضت امام خمينى باشد; زيرا اين نهضت نسبت‏به نهضتهاى آغازين كه پيش از نهضت امام بوده‏اند، از گسترش زيادى برخوردار است و زمينه پيش آمدن مراحل بعدى اين حركت را مشكل مى‏سازد; مانند خروج پرچمهاى سياه و پايان يافتن فتنه سفيانى و...و جرياناتى كه بعد از امام خمينى به ظهور بعضى از رهبران اين حركت مربوط مى‏شود.
بنابراين تطبيق احاديث ‏شريفه بر نهضت امام خمينى از باب اطلاق اسم بر آشكارترين نشانه ‏هاى شئ است; مانند اطلاق اسم نماز كه به معناى دعا است‏ بر عبادت معروف، از اين جهت كه دعا از بارزترين اجزاى نماز است.
ثانيا، اينكه گفته شود اگر چه اين احاديث‏ بر نهضت امام خمينى تطبيق مى‏كند، ولى احتمال دارد كه بر گروه ديگرى نيز منطبق شود و در واقع آنها زمينه ‏سازان برقرارى دولت ‏حضرت مهدى (عج) باشند، آنچه مسلم است اينكه نمى‏توان از يك مصداق مشاهده شده و ملموس اين احاديث صرف نظر كرد و به مصداقى كه احتمال بروز آن در آينده مى‏رود، توجه كرد.
اين احاديث ‏شريفه، بسيارى از حوادث جزئى را به عنوان نشانه ‏هاى ظهور مهدى موعود (عج) ذكر كرده ‏اند، بنابراين چگونه ممكن است كه از ذكر حادثه بزرگى، مانند نهضت امام خمينى (ره) كه تاريخ نظير آن را نديده است، غفلت كنند؟
آنچه بررسى دقيق اين احاديث ما را به آن رهبرى مى‏كند، اين است كه تمام آنچه در احاديث آمده است‏با همه ابعاد و ريشه ‏هايش بر نهضت امام خمينى قابل انطباق است.
براى اثبات اين حقيقت، تعدادى بررسى روايى صورت گرفته و منتشر شده است; مانند بررسى كه شيخ مهدى فتلاوى با عنوان دولة الموطئين للمهدى (عج) در كتاب الاخبارلاهل السنة به چاپ رسيده است; همچنين بررسى شيخ على كورانى كه با عنوان " الممهدون" به چاپ رسيده است و نيز بررسى شيخ محمدى رى شهرى كه به زبان و با عنوان "زمينه سازان انقلاب جهانى مهدى (عج) " چاپ شده است، يا تحقيقى كه على اكبر ذاكرى با عنوان "انقلاب اسلامى ايران در آيات و روايات" انجام داده و به چاپ رسيده است.
زمينه سازى براى انقلاب مهدى در سخنان امام خمينى (ره)
ديدگاه رهبر بزرگ اين نهضت، حضرت امام خمينى در بيان نقش نهضت ‏خود، به لحاظ شخصيت والاى آن و شناختى كه معظم‏ له به خط سير انقلابى آن را رهبرى كرده و اهداف استراتژيك آن را بيان نموده، از اهميت ويژه‏ اى برخوردار است واقعيت نيز تاثير شديد افكار او را در تعيين مسير حركت، حتى بعد از رحلت او (رض) ثابت كرده است و هر كس كه روش امام خمينى را بررسى كند به خوبى مى‏داند كه ايشان در به كارگيرى كلمات و واژه‏ها و اوصاف در جايگاه واقعى خود دقت مى‏كردند و به طور كامل از مبالغه گويى و بيان نظراتى كه به حقيقت واقعى و قطعى تكيه ندارد دورى مى‏كردند.
جمهورى اسلامى و توجه امام مهدى (عج)
امام خمينى در بسيارى از سخنان خود، حكومت اسلامى را كه خود او آن را به وجود آورده است، چنين توصيف مى‏كند كه اين حكومت، حكومت امام مهدى (عج) است و او حافظ اين دولت است. در اينجا به يك سخن از امام كه به روشنى به نقش زمينه‏سازى اين نهضت تصريح دارد اشاره مى‏كنيم:
" اين نهضت مقدس براى انقلاب بزرگ مهدى موعود است". اين سخن علاوه بر داشتن تصريح به اين موضوع، از آخرين سخنان امام قبل از رحلت ايشان است; از اين جهت اين سخن از پختگى كامل براى بيان نقش نهضت امام و مسير حركت آينده برخوردار است.
انقلاب اسلامى ايران طلايه ‏دار انقلاب حضرت مهدى (عج)
امام در بخشهايى از سخنان خود كه به مناسبت ولادت مهدى منتظر (عج) در تاريخ چهارده شعبان 1408 (دو ماه و نيم پيش از رحلت‏خود) ايراد كرده‏ اند، مى‏فرمايند:
سلام و درود به پيشگاه مقدس مولود نيمه شعبان و آخرين ذخيره امامت (بقية الله ارواحنا فداه) و يگانه دادگستر ابدى و بزرگ پرچمدار رهايى انسان از قيود ظلم و ستم استكبار، سلام بر او، سلام بر منتظران واقعى او، سلام بر غيبت و ظهور او و سلام بر آنان كه ظهورش را با حقيقت درك مى‏كنند و از جام هدايت و معرفت او لبريز مى‏شوند.
و سلام بر ملت‏ بزرگ ايران كه با فداكارى و ايثار و شهادت راه ظهورش را هموار مى‏كنند...
مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار داد... بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولى اين به آن معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند. (18
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:10

با توجه به سخنان امام خمينى و تصريح ايشان بر نقش زمينه ساز اين نهضت‏ براى انقلاب بزرگ مهدى، به چند نكته اشاره مى‏شود:
1- نهضت امام خمينى آغازگر انقلاب بزرگ اسلامى است‏كه دلالت دارد بر استمرار اثرگذاريها و انتشار افكار آن و رشد و گسترش آن در جهان اسلام تا زمانى كه امام مهدى (عج) ظهور نمايد. البته واقعيت ‏سياسى معاصر جهان نيز اين حقيقت را تاييد مى‏كند; زيرا جهان شاهد انتشار و رشد افكار امام خمينى در كشورهاى مختلف اسلامى است كه به بيدارى عمومى جهان اسلام كه خواهان اجراى احكام اسلام هستند انجاميده است.
2- انقلاب امام خمينى جدا از انقلاب بزرگ مهدوى نيست، بلكه بخشى از آن است و همان هدفهاى استراتژيك آن را در باره برپايى حكومت جهانى اسلام دنبال مى‏كند; پس پرچم يكى است كه خود امام مهدى (عج) آن را بر دوش مى‏كشد.
آنچه كه اين نهضت را از دايره افراد و مصاديق پرچمهايى كه قبل از ظهور مهدى (عج) برداشته مى‏شوند، (قيامهايى كه قبل از ظهور او (عج) به وجود مى‏آيند) خارج مى‏كند و بعضى از احاديث‏شريفه با صراحت دلالت دارند كه پرچمداران اين پرچمها طاغوتند (و چنين قيام كنندگانى با طاغوت بيعت كرده‏اند و به فرمان او جنگ مى‏كنند)، مقصود آن حركتهاى انقلابى است كه مستقل و جدا از حركت مهدوى باشد و در راهى كه خود امام مهدى (عج) آن را ترسيم كرده است، حركت نكند، يعنى بر پايه تمسك به ولايت امام زمان (عج) استوار نباشد و براى زمينه سازى ظهور آن بزرگوار تلاش و فعاليت نكند.
تصديق اين احاديث‏ شريفه توسط خط سير انقلاب امام خمينى (ره)
3- قيام امام خمينى به طور عملى زمينه ‏ساز انقلاب بزرگ مهدوى است اين مساله را با توجه به متناسب بودن دستاوردهاى اين انقلاب، با هدفهاى انقلاب امام مهدى (عج) استدلال مى‏كنيم و اين استدلال نقش مهمى در اثبات صحت اين احاديث دارد با توجه به اينكه احاديث از سرچشمه‏هاى وحى صادر شده است، حتى اگر سندهاى آنها مورد خدشه باشد; آنچه كه نهضت امام خمينى به وجود آورده، با آنچه اين اخبار از آن خبر داده تطبيق مى‏كند. هر چند اين اخبار بيش از هزار سال پيش از وقوع اين نهضت صادر شده است، يعنى در زمانى كه اوضاع آن روز طورى نبوده كه حتى اشاره‏اى بر آنچه كه اين احاديث از آن خبر مى‏دهند، (مثل نقش ايران در زمينه ‏سازى براى ظهور امام مهدى موعود (عج‏» وجود داشته باشد و اين ثابت مى‏كند كه آنچه از اخبار وارد شده، اخبارى غيبى است كه صدور آن جز از سرچشمه وحى، يا از كسى كه از اخبار غيبى آگاه است، ممكن نيست.
هدفهاى انقلاب مهدى (عج) و دستاوردهاى انقلاب امام خمينى
در ابتدا بايد هدفهاى انقلاب مهدوى و آنچه را كه خدا با دست ولى خود (عج) انجام خواهد داد، بشناسيم; سپس چيزهايى را كه نهضت امام خمينى به‏ وجود آورده و اثرگذاريهايى كه در صحنه عمل داشته است و ارتباط آنها با اهداف انقلاب مهدوى و تناسبى كه بين آنها وجود دارد را بشناسيم تا ميزان صحت اين سخن كه نهضت امام خمينى زمينه ساز ظهور حضرت مهدى (عج) است، شناخته شود.
آنچه كه خداوند تبارك و تعالى به دست مهدى موعود (عج) به وجود خواهد آورد، از اخبار غيبى است كه در آينده محقق خواهد شد; بنابراين، راه شناخت آنها در رجوع به سرچشمه‏هاى وحى و تدبر در آيات كريمه و احاديث صحيح نبوى به ويژه رواياتى كه مورد اتفاق همه فرق اسلامى است و به دست آوردن اهداف عمومى انقلاب بزرگ مهدوى مى‏باشد. اما آنچه كه به قسمت دوم قضيه برمى‏گردد، اينكه نهضت امام خمينى يك حركت معاصر است و مى‏توان دستاوردهاى سازنده آن را با تامل و دقت در دگرگونيها و تغييراتى كه در همه جهان به وجود آورده درك كرد، به طورى كه ارزشهاى اسلامى را زنده كرد و آثارى در جهان اسلام و غير آن به جا گذاشت و آثارى نيز از ادامه اثر گذاريهاى محسوس آن انتظار مى‏رود.
اهداف انقلاب مهدوى در نصوص و متون دينى
در قرآن كريم و احاديث ‏شريفه‏اى كه مورد اتفاق همه مسلمانان است هدفهاى عمده‏ اى براى انقلاب بزرگ مهدوى بيان شده است كه به اختصار ذكر مى‏كنيم.
1- شمارى از آيات قرآن، بر برترى وغلبه اسلام بر همه اديان و آشكار شدن خورشيد اسلام تصريح دارند; مانند آيه ‏هاى 32 و 33 از سوره توبه و آيه ‏هاى 8 و 9 از سوره صف. احاديث ‏شريفى كه از اهل سنت و شيعه نقل شده‏اند و نيز مفسران شيعه و سنى اتفاق نظر دارند به اينكه اين هدف كه تحقق آن حتمى است (چون اراده خدا به آن تعلق گرفته) تنها در زمان مهدى منتظر (عج) برآورده خواهد شد. (19)
2- پايان دادن به برگشت از دين حق و پيروى و دوستى مسلمانان از يهود و نصارا; كه قرآن در آيه‏ هاى 51- 54 سوره مائده از آن خبر داده است; همچنين علامه طباطبايى در تفسير ترجمه شده قيم خود"الميزان" با بيان مفصلى استدلال مى‏كند كه اين حوادث در عصر مهدى موعود (عج) جريان مى‏يابد. (20)
3- پايان دادن به ستم و جور و برپا كردن حكومت عدل اسلامى در سراسر جهان; به ‏طورى كه آياتى از قرآن و احاديث ‏شريفى كه بر صحت آنها اتفاق نظر وجود دارد بر اين امر تصريح كرده‏اند.
4- نابود كردن شرك و پاك نمودن زمين از آن به طور كامل و نشر توحيد محض وعبادت حقه براى خداوند تبارك و تعالى; همان‏طور كه از آيه 55 سوره نور و آيه 56 سوره ذاريات و... استفاده مى‏شود; (21) همچنين برپا كردن جامعه توحيدى شايسته كه تنها خدا را عبادت كنند و به او شرك نورزند ونماز را به پا دارند و زكات را بپردازند و امر به معروف و نهى از منكر كنند.
5- واگذارى حاكميت زمين به بندگان شايسته خدا و كسانى كه در زمين به جهت وابستگى خود به دين توحيدى، ضعيف نگه داشته شده‏ اند; شمارى از آيات كريمه قرآن; مانند آيه 55 سوره نور و آيه‏5 سوره قصص و 105سوره انبيا به اين امر اشاره دارد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:11

برانگيختن روح فداكارى
از دستاوردهاى ديگر نهضت امام خمينى، زنده كردن روح فداكارى و راههاى جهاد شهادت طلبانه كه از نهضت امام حسين (ع) الهام گرفته است. اين روحيه قدرت اثرگذارى خود را - چه قبل از پيروزى انقلاب، چه بعد از آن - در مبارزه‏هاى بسيار سختى كه دولتهاى استكبار جهانى با اتحاد وسيع خود بر ضد آن انجام داده‏اند، نشان داده و همواره عناصر داخلى و خارجى آنها را با شكست روبه‏رو كرده‏است.
روشن است كه زنده شدن اين روحيه عامل بسيار مهمى در زمينه سازى انقلاب مهدوى دارد كه همانا نابودى ستم و شرك و آزادى مستضعفان و پايان دادن به حاكميت مستكبران و ستمگران مى‏باشد و اين ماموريت دشوارى است كه موفقيت در آن بدون چنين روحيه جهادى استوار ممكن نيست، به ويژه آنكه ميدان مبارزه‏اى كه در آن خواهد جنگيد، بسيار گسترده است.
گسترش احساس مظلوميت ‏حق
يكى از موفقيتهاى بزرگى كه نهضت امام خمينى داشت، گسترش احساس عمومى نسبت‏به مظلوم بودن راه حق است، راهى كه سيدالشهداء آن را ترسيم كرد، و كاشتن چنين احساسى در وجدان مسلمانان و ترويج فرهنگ عاشورا و اهتمام به برپايى مراسم عزادارى امام حسين (ع) و مجسم كردن پيروزى حقيقى امام حسين (ع) و بيزارى جستن از دشمنان او موفقيت‏بزرگى است. كه از مهمترين سرچشمه‏هاى حركت انقلابى شخصيتهاى نهضت و از پايه‏هاى آن و بارزترين عوامل پيروزى انقلاب بود. همان‏گونه كه آشكار است، اين موفقيت گام مهم ديگرى در زمينه سازى انقلاب بزرگ امام مهدى است; زيرا انقلاب او از خونخواهى براى مظلوميت‏حق كه سيدالشهداء تجسم آن است و مجازات انحراف اموى به عنوان سمبل باطل و ستم در همه ابعاد و اشكال آن در هر زمان و سرزمين و به عنوان روشنترين مصداق تاريخ كه براى برگشت از دين حق مى‏شناسد، شروع مى‏شود.
عمومى كردن عرفان اصيل توحيدى
زنده كردن افكار توحيدى و عرفانى محض كه از سنت رسول خدا (ص) و ائمه عترت (ع) الهام گرفته شده است، از دستاوردهاى ديگر نهضت امام خمينى است كه اين افكار (عرفانى) را از چهار چوب فكرى كه به گروهى خاص محدود مى‏شد، خارج نمود و به درون اجتماعات عمومى مردم آورد، تا در زندگى مردم و رفتارهاى عملى آنها اثر داشته باشد. و اين موفقيت در هزاران شكل قهرمانانه در طى هشت‏سال جنگ تحميلى و نيز زمان پيش از آن و بعد از آن جلوه‏گر شد; جنگى كه گرانقدرترين ارزشهاى توحيد محض را و اينكه تنها بايد به خدا توكل كرد و فقط از او بايد ترس داشت، نه غير او و بندگى حقيقى تنها براى خدا است مجسم نمود.
از آنجا كه يكى از اهداف انقلاب مهدى، نابود كردن شرك و بسط و گسترش توحيد خالص و بر پاكردن جامعه توحيدى شايسته و با اخلاص در عبادت خدايى كه واحد است و شريك ندارد مى‏باشد; آشكار است كه اين امر در زمينه‏سازى انقلاب مهدوى ضرورتى حياتى دارد. اين نهضت، ماكتى از جامعه مهدوى را در جبهه‏هاى دفاع ازاين جامعه شايسته و جهادگر در راه خدا براى جهانيان به نمايش گذاشت، جامعه‏اى كه در دفاع از حق از ملامت هيچ ملامتگرى نمى‏هراسد و به امر به معروف و نهى از منكر مى‏پردازد و نماز را اقامه و زكات را مى‏پردازد.
عرضه كردن اسلام ناب محمدى
از مهمترين و آشكارترين دستاوردهاى نهضت امام خمينى زنده كردن اسلام ناب محمدى و زدودن غبار تحريف و جمود و تحجر و هر چيزى كه موجب غربت اسلام شده بود مى‏باشد; همان‏طور كه اسلام در ابتداى پيدايش خود، غربت را از اسلام زدود و آن را به صورت ناب و نجاتبخش جهانيان از هر گونه بندگيهاى پوچ و به همان صورت خالصى كه رسول خدا (ص) آورده بود، عرضه كرد.
همچنين خط امامت معصوم كه حافظ اسلام اصيل و نمايانگر راه اهل بيت (ع) است و همان اسلام نابى است كه مهدى موعود ترسيم مى‏كند و پرچم آن را به دوش مى‏كشد و حكومت جهانى اسلام را بر اساس آن برپا مى‏كند، شناساند و مسلما زنده كردن اين راه اصيل، تاثير بسيار زيادى در زمينه‏سازى انقلاب بزرگ مهدوى دارد كه براى برپايى حاكميت عادلانه و عمومى و جهانى اين دين حق و بر اساس روش اهل بيت‏شروع خواهد شد.
به وجود آوردن حالت انتظار براى ظهور مهدى موعود (عج)
امام خمينى (رض) به عنوان مرجع دينى اسلامى كه جانشين مهدى منتظر (عج) در زمان غيبت و عدم امكان رجوع علنى به آن حضرت (عج) مى‏باشد، نهضت‏خود را رهبرى كرد و رهبرى چنين نهضت گسترده‏اى زمينه سازى براى انقلاب مهدوى به حساب مى‏آيد; زيرا هويت مصلح بزرگ را بر جهان اسلام و همه كره خاكى معرفى مى‏كند و آثار اين امر را در زيادشدن پرسشها در ميان مسلمانان و غير مسلمانان از هويت مهدى منتظر (عج) و تلاش براى شناختن او و انتظار ظهور او و آغاز انقلاب او بعد از ديدن دستاوردهاى انقلاب نايبش مى‏بينم. همچنين احاديث‏شريفه‏اى كه بعد از خبر دادن از حركت زمينه سازان، به اين امر اشاره مى‏كنند: "فعند ذلك يتمنى الناس المهدى و يطلبونه "در آن هنگام مردم مهدى را آرزو و طلب مى‏كنند و نيز در نمونه يازدهم از احاديث گذشته وارد شده بود.
پي نوشت ها :
1- رجوع كنيد به مجلد اول و دوم كتاب "معجم احاديث الامام المهدى (عج) "، در اين كتاب احاديث زيادى نقل شده كه در كتابهاى معتبر فرق اسلامى آمده است.
2- مانند كتاب"التوضيح فى تواتر ماجاء فى المنتظر و الرجال المسيح" تاليف شوكانى.
3- متقى هندى مولف كتاب كنزالمعمال در كتاب "البرهان على علامات مهدى آخر الزمان" فتواهاى چهار نفر از علما اسلامى معاصر خود را كه عبارتند از ابن حجر الهيثمى شافعى و احمدابى اسروربن الصبا الحنفى و شيخ محمد خطابى المالكى و الشيخ يحيى بن محمد حنبلى، نقل كرده است كه اين علما به سبب كثرت روايات، در فتواهاى خود تصريح كرده‏اند كه زدن و ادب نمودن و اهانت‏به منكر آن حضرت واجب است‏به مذهب حق برگردد، و گرنه خونش هدر است.
البرهان على علامات مهدى آخر الزمان: ص 187- 183.
4- رجوع شود به كتابهاى الغدير تاليف علامه امينى و احقاق الحق و ملحقات آن تاليف سيد مرعشى نجفى و غيره...
5- رجوع شود به كتاب بشارات عهدين كه به فارسى چاپ شده است، تاليف شيخ محمد الصادقى و مقالات عرفان محمود، در شماره 19، مجله الفكر الاسلامى .
6- رجوع شود به كتاب مهدى منتظر فى الفكر الاسلامى، انتشارات مركز الرساله: 8 و همچنين مقدمه كتاب بحث‏حول المهدى تاليف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر.
7- رجوع شود به تفصيلات مصادر كتاب معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 387.
8- معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 394 به بعد.
9- همان منبع، ص 393.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:12

برانگيختن روح فداكارى
از دستاوردهاى ديگر نهضت امام خمينى، زنده كردن روح فداكارى و راههاى جهاد شهادت طلبانه كه از نهضت امام حسين (ع) الهام گرفته است. اين روحيه قدرت اثرگذارى خود را - چه قبل از پيروزى انقلاب، چه بعد از آن - در مبارزه‏هاى بسيار سختى كه دولتهاى استكبار جهانى با اتحاد وسيع خود بر ضد آن انجام داده‏اند، نشان داده و همواره عناصر داخلى و خارجى آنها را با شكست روبه‏رو كرده‏است.
روشن است كه زنده شدن اين روحيه عامل بسيار مهمى در زمينه سازى انقلاب مهدوى دارد كه همانا نابودى ستم و شرك و آزادى مستضعفان و پايان دادن به حاكميت مستكبران و ستمگران مى‏باشد و اين ماموريت دشوارى است كه موفقيت در آن بدون چنين روحيه جهادى استوار ممكن نيست، به ويژه آنكه ميدان مبارزه‏اى كه در آن خواهد جنگيد، بسيار گسترده است.
گسترش احساس مظلوميت ‏حق
يكى از موفقيتهاى بزرگى كه نهضت امام خمينى داشت، گسترش احساس عمومى نسبت‏به مظلوم بودن راه حق است، راهى كه سيدالشهداء آن را ترسيم كرد، و كاشتن چنين احساسى در وجدان مسلمانان و ترويج فرهنگ عاشورا و اهتمام به برپايى مراسم عزادارى امام حسين (ع) و مجسم كردن پيروزى حقيقى امام حسين (ع) و بيزارى جستن از دشمنان او موفقيت‏بزرگى است. كه از مهمترين سرچشمه‏هاى حركت انقلابى شخصيتهاى نهضت و از پايه‏هاى آن و بارزترين عوامل پيروزى انقلاب بود. همان‏گونه كه آشكار است، اين موفقيت گام مهم ديگرى در زمينه سازى انقلاب بزرگ امام مهدى است; زيرا انقلاب او از خونخواهى براى مظلوميت‏حق كه سيدالشهداء تجسم آن است و مجازات انحراف اموى به عنوان سمبل باطل و ستم در همه ابعاد و اشكال آن در هر زمان و سرزمين و به عنوان روشنترين مصداق تاريخ كه براى برگشت از دين حق مى‏شناسد، شروع مى‏شود.
عمومى كردن عرفان اصيل توحيدى
زنده كردن افكار توحيدى و عرفانى محض كه از سنت رسول خدا (ص) و ائمه عترت (ع) الهام گرفته شده است، از دستاوردهاى ديگر نهضت امام خمينى است كه اين افكار (عرفانى) را از چهار چوب فكرى كه به گروهى خاص محدود مى‏شد، خارج نمود و به درون اجتماعات عمومى مردم آورد، تا در زندگى مردم و رفتارهاى عملى آنها اثر داشته باشد. و اين موفقيت در هزاران شكل قهرمانانه در طى هشت‏سال جنگ تحميلى و نيز زمان پيش از آن و بعد از آن جلوه‏گر شد; جنگى كه گرانقدرترين ارزشهاى توحيد محض را و اينكه تنها بايد به خدا توكل كرد و فقط از او بايد ترس داشت، نه غير او و بندگى حقيقى تنها براى خدا است مجسم نمود.
از آنجا كه يكى از اهداف انقلاب مهدى، نابود كردن شرك و بسط و گسترش توحيد خالص و بر پاكردن جامعه توحيدى شايسته و با اخلاص در عبادت خدايى كه واحد است و شريك ندارد مى‏باشد; آشكار است كه اين امر در زمينه‏سازى انقلاب مهدوى ضرورتى حياتى دارد. اين نهضت، ماكتى از جامعه مهدوى را در جبهه‏هاى دفاع ازاين جامعه شايسته و جهادگر در راه خدا براى جهانيان به نمايش گذاشت، جامعه‏اى كه در دفاع از حق از ملامت هيچ ملامتگرى نمى‏هراسد و به امر به معروف و نهى از منكر مى‏پردازد و نماز را اقامه و زكات را مى‏پردازد.
عرضه كردن اسلام ناب محمدى
از مهمترين و آشكارترين دستاوردهاى نهضت امام خمينى زنده كردن اسلام ناب محمدى و زدودن غبار تحريف و جمود و تحجر و هر چيزى كه موجب غربت اسلام شده بود مى‏باشد; همان‏طور كه اسلام در ابتداى پيدايش خود، غربت را از اسلام زدود و آن را به صورت ناب و نجاتبخش جهانيان از هر گونه بندگيهاى پوچ و به همان صورت خالصى كه رسول خدا (ص) آورده بود، عرضه كرد.
همچنين خط امامت معصوم كه حافظ اسلام اصيل و نمايانگر راه اهل بيت (ع) است و همان اسلام نابى است كه مهدى موعود ترسيم مى‏كند و پرچم آن را به دوش مى‏كشد و حكومت جهانى اسلام را بر اساس آن برپا مى‏كند، شناساند و مسلما زنده كردن اين راه اصيل، تاثير بسيار زيادى در زمينه‏سازى انقلاب بزرگ مهدوى دارد كه براى برپايى حاكميت عادلانه و عمومى و جهانى اين دين حق و بر اساس روش اهل بيت‏شروع خواهد شد.
به وجود آوردن حالت انتظار براى ظهور مهدى موعود (عج)
امام خمينى (رض) به عنوان مرجع دينى اسلامى كه جانشين مهدى منتظر (عج) در زمان غيبت و عدم امكان رجوع علنى به آن حضرت (عج) مى‏باشد، نهضت‏خود را رهبرى كرد و رهبرى چنين نهضت گسترده‏اى زمينه سازى براى انقلاب مهدوى به حساب مى‏آيد; زيرا هويت مصلح بزرگ را بر جهان اسلام و همه كره خاكى معرفى مى‏كند و آثار اين امر را در زيادشدن پرسشها در ميان مسلمانان و غير مسلمانان از هويت مهدى منتظر (عج) و تلاش براى شناختن او و انتظار ظهور او و آغاز انقلاب او بعد از ديدن دستاوردهاى انقلاب نايبش مى‏بينم. همچنين احاديث‏شريفه‏اى كه بعد از خبر دادن از حركت زمينه سازان، به اين امر اشاره مى‏كنند: "فعند ذلك يتمنى الناس المهدى و يطلبونه "در آن هنگام مردم مهدى را آرزو و طلب مى‏كنند و نيز در نمونه يازدهم از احاديث گذشته وارد شده بود.
پي نوشت ها :
1- رجوع كنيد به مجلد اول و دوم كتاب "معجم احاديث الامام المهدى (عج) "، در اين كتاب احاديث زيادى نقل شده كه در كتابهاى معتبر فرق اسلامى آمده است.
2- مانند كتاب"التوضيح فى تواتر ماجاء فى المنتظر و الرجال المسيح" تاليف شوكانى.
3- متقى هندى مولف كتاب كنزالمعمال در كتاب "البرهان على علامات مهدى آخر الزمان" فتواهاى چهار نفر از علما اسلامى معاصر خود را كه عبارتند از ابن حجر الهيثمى شافعى و احمدابى اسروربن الصبا الحنفى و شيخ محمد خطابى المالكى و الشيخ يحيى بن محمد حنبلى، نقل كرده است كه اين علما به سبب كثرت روايات، در فتواهاى خود تصريح كرده‏اند كه زدن و ادب نمودن و اهانت‏به منكر آن حضرت واجب است‏به مذهب حق برگردد، و گرنه خونش هدر است.
البرهان على علامات مهدى آخر الزمان: ص 187- 183.
4- رجوع شود به كتابهاى الغدير تاليف علامه امينى و احقاق الحق و ملحقات آن تاليف سيد مرعشى نجفى و غيره...
5- رجوع شود به كتاب بشارات عهدين كه به فارسى چاپ شده است، تاليف شيخ محمد الصادقى و مقالات عرفان محمود، در شماره 19، مجله الفكر الاسلامى .
6- رجوع شود به كتاب مهدى منتظر فى الفكر الاسلامى، انتشارات مركز الرساله: 8 و همچنين مقدمه كتاب بحث‏حول المهدى تاليف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر.
7- رجوع شود به تفصيلات مصادر كتاب معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 387.
8- معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 394 به بعد.
9- همان منبع، ص 393.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
Admin
Admin
avatar

تعداد پستها : 1496
تاريخ التسجيل : 2008-11-18

پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   31/1/2009, 01:12

10- همان منبع، ص 381- 386.
11- كتاب الغيب للنعمانى، باب 14، حديث 5، ص‏273.
12- بحارالانوار ج‏60 ص 213، سفينة البحار، ج‏2، ص 455. منتخب الاثر ص 443.
13- سفينة‏البحار، ص 446.
14- معجم احاديث الامام المهدى، ج‏3، ص 77.
15- اقبال الاعمال، ص 599- 600 و اثبات المهداة ج 3، ص 581- 582.
16- فرهنگ عميد، ج 2.
17- در رابطه با آنچه مربوط مى‏شود به اين مطلب مراجعه شود به عنوان مثال به كتاب "پا به پاى آفتاب" كه شامل مصاحبه با تعدادى از شاگردان ياران و نزديكان امام است.
18- صحيفه نور، ج 21، ص 107- 108، چاپ اول.
19- رجوع شود به تفسير فخر رازى، ج 16، ص 40 و تفسير الدرالمنثور، السيوطى، ج 24، ص 176 و تفسير طبرى، ج‏14، ص 215 و تفسير قرطبى، ج‏8، ص‏121 و مجمع‏البيان، الطبرسى، ج‏5، ص 35.
20- تفسير الميزان، ج‏5، ص 366- 400.
21- رجوع شود به تاريخ غيبت كبرا، سيد محمد صدر، ص 254.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://kbirb.4umer.com
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)   

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
ابعاد شخصيت حضرت امام خميني (ره)
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن فرزندان ایران بزرگ :: انقلاب جمهوري اسلامي ايران-
پرش به: